بايگانی‌ وب‌نوشت

آئین قربانی

  به مناسبت عید قربان, ترجمه بخش کوتاهی از کتاب پول میوه درخت دانش است به قلم تریسی آر. توایمن, تقدیم خواندگان فانوس می شود:

قربانی کردن فرزند, به ویژه اولین فرزند, همواره یکی از والاترین آئین های دنیای باستان بوده است. قدیمی ترین فرقه های جهان فرزندان خود را به عنوان قربانی تقدیم خدایان می کردند. کاهنان, شاهان, و حتی خود خدایان ثمره رحِم هایشان را نثار می کردند. در ازای این قربانی, عقیده بر این بود که این برکات آسمانی دریافت می شود: رفاه, زایایی, سلامتی, و در امان ماندن از بدی ها. در متن عهد قدیم خدا قربانی کردن فرزند را تقبیح می کند, اما تنها به این دلیل که این رسم متعلق به فرقه های رقیب است, به این دلیل که این قربانی برای خود او انجام نمی شود. سوزاندن قربانی برای بعل-ملوخ, که طی آن نوزادان درون کوره ای به شکل خدای فنیقیان که شاخ گاو بر سر داشت قرار داده می شدند, به کرّات در کتاب مقدس تقبیح شده است.

2

در هر صورت به نظر می رسد که سرچشمه معنوی قربانی کردن کودک بخشی جدایی ناپذیر از دین باشد, و خواسته خدای عبریان ادامه این آئین با جایگزینی اشکال دیگر بوده باشد. این نکته در داستان آزمایش ابراهیم به دست خدا دیده می شود. در این داستان از ابراهیم خواسته می شود پسرش اسحاق را قربانی کند. هدف این است که توانایی ابراهیم در عملی کردن خواسته خدا آزموده شود. هنگامی که خدا گوسفندی را جایگزین فرزند او می کند, رسمی دینی را پایه گذاری می کند که نسل های بعدی ابراهیم آن را ادامه می دهند. البته این رسم شکل های مختلفی به خود گرفته است. این داستان همچنین تمثیلی است از قربانی کردن واقعی اولین فرزند پسر ابراهیم که در کتاب پیدایش, درست پیش از این واقعه توصیف شده است:

3.png

پسر دیگر ابراهیم, اسماعیل, بزرگ ترین پسر او و در نتیجه وارث برکاتی بود که از پیمان خدا با ابراهیم حاصل شده بود. اما مادر اسماعیل, هاجر, کنیز ابراهیم بود. بنابراین هنگامی که ساره, همسر ابراهیم نیز آبستن شد, هاجرو اسماعیل طرد و به بیابان رانده شدند تا بمیرند. تنها دخالت خدا بود که جان اسماعیل را نجات داد و برکت منصوب کردن اسماعیل به شاهزادگی دوازده قبیله به او داده شد. این دوازده قبیله اما نفرین شدند تا همواره در مقابل دوازده قبلیه متولد شده از پشت اسحاق, نژاد فرودست و برده بمانند.

4.png

بسیاری از این دستمایه ها در داستان متقدم تر هابیل و قابیل دیده می شود. قربانی پیشکشی قابیل بذر بود, قربانی پیشکش هابیل خون برّه ای که برای خدا کشته شد. خدا قربانی قابیل را نپذیرفت. قابیل از این موضوع خشمگین شد و خشم او منجر به قتل هابیل از سر حسادت شد. در نتیجه, نه تنها خدا نشان داد که ریختن خون به عنوان قربانی لازم است, بلکه قربانی شدن اولین فرزند پسر آدم نیز دستاورد سهوی این ماجرا بود.

قابیل پس از ارتکاب قتل تحت حمایت خدا قرار گرفت تا دیگران از کشتن او به انتقام خون هابیل بازداشته شوند. سپس طرد و در بیابان رها شد. به سرزمین نود فرستاده شد و نفرین شد تا مابقی عمرش را «فراری و آواره» بگذراند. شباهتی واضح بین این سرنوشت و سرنوشت آتی اسماعیل دیده می شود.

5.png

بعداً و هنگامی که عبرانی ها برای فرار از اسارت در مصر تلاش می کردند, خدا تصمیم گرفت تمام فرزندان اول آنها را قربانی خود کند, مگر عبرانیانی که برّه ای را قربانی خدا می کردند و آستانه خانه خود را با خون این برّه رنگین می کردند. فرشته مرگ در مورد چنین خانه های گذشت می کرد. از این زمان به بعد اما قبلیه لِوی به عنوان قربانی زنده خدا تعیین شدند. میراث این قبیله از آنها ستانده می شد, و حق مالیکت زمین و تجارت نداشتند. تنها می توانستند به عنوان بردگان خدا به معابد بپیوندند. چنان که در کتاب مقدس آمده:

«و خدا به هارون گفت بادا که تو و پسرانت… به کفاره گناهان به کاهنی بپردازید… و بنگر که من برادران تو و لِوی ها را از میان فرزندان اسرائیل انتخاب کرده ام: آنها به عنوان هدیه ای برای خدا به تو داده شده اند, تا در خدمت زائرین عبادتگاه ها باشند…

اما لِوی ها در خدمت گرد آمدگان در عبادتگاه خواهند بود, و بار گناه خود را بر دوش خواهند کشید: حکم برای تمام نسلهایی که از پشت تو متولد شوند این خواهد بود که از میان فرزندان اسرائیل, کسانی باشند که هیچ ارث نبرند. عشریه بنی اسرائیل که همچون قربانی تقدیم خدا میکنند, ارثی است که به لِوی ها داده ام: پس به آنها گفته ام که از میان فرزندان اسرائیل, آن دسته اند که هیچ ارثی نمی برند.»

مجدداً شاهد این شباهتهای دستمایه ای هستیم. لایه های چندگانه ای در جایگزینی قربانی فرزند اول پسر دیده می شود. اول, درخواست برای خون ریزی با ریختن خون حیوان براورده شده است. دوم, قبیله لِوی از ارث محروم و برده شده است, درست همانطور که تبار اسماعیل به عنوان جایگزین قربانی اولین فرزند محروم شده بود. سوم, تقدیم عشریه زائرین به معبد به مثابه روشی برای اعتبار بخشیدن به قربانی اهدایی لِوی ها در قالب خدمات به دیگران تلقی شده بود. از مردم انتظار می رفت یک دهم برداشت محصول, گلّه و پول خود را برای حمایت مالی از معابد تقدیم کنند. بعدها از آنها توقع می رفت که اولین فرزند پسر یا دختر خود را وقف خدمت در معبد کنند, رسمی که تا قرون وسطی در اروپا و معمولاً در قالب وقف فرزند دوم ادامه یافت.

در یوم کیپور یکی دیگر از جایگزین ها به شکل قربانی حیوان برقرار شد. بزی در معبد به کفاره گناهان مردم قربانی می شد. سرزنش این گناهان متوجه بز دوم, بز طلیعه, می شد. حیوان زبان بسته به بیابان فرستاده می شد تا از تشنگی بمیرد: درست همانطور که اسماعیل و قابیل طرد شدند, همانطور که آدم و حوا از عدن رانده شدند, و همانطور که عبرانیان پس از فصح در بیابان آواره شدند.

ممکن است این نکات حقیقت پشت داستان قابیل را افشا کند: هابیل قربانی شد تا به اشتهای خدا برای خون پاسخ داده شود, و قابیل رانده شد تا برای این قربانی سرزنش شود و تقصیر این قربانی بر گردنش قرار داده شود. جالب این است که از بز طلیعه مراسم یوم کیپور در کتاب مقدس با عنوان قربانی برای «عزازیل», بز-خدایی از منطقه خاور میانه, نام برده شده است. این بز-خدا به بز-شیطانی با نام بافومه که مورد پرستش معبدیان است شباهت دارد.

همین خاستگاه در داستان عیسی نیز به این شکل دیده می شود: نیت خدا بر این قرار میگیرد که پسر اول خود را قربانی کرده, و تقصیر را بر گردن یهودای اسخریوطی بیندازد, که به تبعید فرستاده شد و جان خود را گرفت. گنوسی ها نقش یهودا را بسیار مهم می دانستند: قربانی کردن روح خود در آتش جهنم به منظور تحقق یافتن آنچه بشارت داده شده بود.

قاعدتاً پس از مرگ مسیح, نیاز خدا به خون قطع شده است و اکنون برای کسب رضایت تنها درخواست اهدای عشریه به کلیسا دارد. هر یکشنبه کشیشان و واعظان سراسر دنیا به گردآمدگان در کلیسا می گویند که اگر یک دهم درامد خود را به کلیسا اهدا کنند, در عوض رفاه, سلامتی و حمایت در برابر بدی ها از آن شان خواهد شد. دیگر نیازی به قربانی کردن فرزند یا حیوان وجود ندارد, زیرا گناهان تمام ابنای بشر با خون برّه خدا یا عیسی شسته شده است.

1.png

 

Advertisements

آلبوم تصویری خلقت, زمان, واقعیت- بخش سوم

منبع: تریسی آر توایمن

14

15

16

17

18

19

20

آلبوم تصویری خلقت, زمان, واقعیت- بخش دوم

منبع: تریسی آر توایمن

8

9

10

11

12

13

جهان مارها- بخش هشتم

بخش هشتم سخنرانی مایکل تساریون

maxresdefault

امپراتوری بریتانیا قدرت گرفت و شروع به اعزام دزدان دریایی کرد. نمیاندگانشان از کمپانی هادسن بی و کمپانی هند شرقی را به چهار گوشه جهان فرستاندند تا جهان را به بردگی بکشند, منابع کانی و طلای کشورهای دیگر را بدزدند, و همه را با یک هدف مشخص که به دست معدود افراد عضو سلسله تودور طراحی شده بود برسانند. سرنوشت آمریکا از طریق کمپانی هادسن بی و راسل تراست (نام تجاری انجمن جمجمه و استخوان که دفتر مرکزی آن در کانتیکات قرار دارد و در سال 1856 ثبت تجاری شد-مترجم) به شدت با این ماجرا گره خورده است. آمریکا نیز به تسخیر دزدان دریایی درآمد. واژه انگلیسی برای دزد دریایی, پایرت*, از واژه لاتین به معنای آتش مشتق شده است, و اشاره دارد به روشن شدگان, آتش, ایلومیناتی. کافی است تنها زندگینامه دزدان دریایی مشهور را بخوانید تا حیرت زده شوید. بعضی از سردستگان دزدان دریایی دارای قدرتهای جادویی بودند و بسیار بیرحم.

ماکروب ها هیچ کاری را به رایگان انجام نمیدهند. اول از همه به جان دی و همراهانش گفتند که برای رسیدن به آنچه در پی ش هستید نیاز به انجام دو کار کلیدی دارید. اولین کار این است که دریابید چگونه انرژی را به ماده تبدیل کنید. من داستان را خلاصه میکنم. در عمل صدها سال طول کشید تا مطالب دریافتی را درک کنند. ماکروبها به آنها گفتند شما آنقدر احمق هستید که نمیتوانید بفهمید چگونه این کار را انجام دهید. به همین دلیل مجبوریم اول عکس این تبدیل را به شما بیاموزیم: چگونه از ماده انرژی به دست آورید. کار کلیدی لازم این نیست, اما این قدمی ضروری است برای رسیدن به کار کلیدی است, و انجام این مرحله 500 سال برای شما طول خواهد کشید. به یاد دارید که اپنهایمر با شکستن اتم امکان ساخت بمب اتمی را فراهم آورد؟ برای این پیشرفت به خودشان تبریک گفتند. فاز اول تکمیل شده بود. حالا شاگردان ماکروبها یاد گرفته بودند چطور از ماده انرژی به دست آورند. مردم میگفتند ممکن است با این آزمایشها کل زمین را از بین ببرند, اما آنها اهمیتی نمیدادند. آنچه برایشان مهم بود این بود که به استادانشان ثابت کنند چه آموخته اند.

465108-oppenheimer-and-bomb.jpg

اپنهایمر, پدر بمب اتم

اکنون که فاز اول و مقدماتی انجام شده, به آهستگی در حال پیشرفت در انجام مرحله اصلی هستند: چگونه از انرژی ماده تولید کنند.ام.آی.تی, اس.آر.آی, نک, و سان* جبهه واضح و مقابل دیدگان در این راستا هستند.

ماکروبها به آنها گفتند دومین کلید با عنصری به نام سیلیکون مرتبط است. تصور کنید جان دی در قرن چهاردم این مطالب را شنیده باشد (صدای خنده حضار). مرحله پایانی, انقلاب سیلیکونی است که اکنون شاهد وقوع آن هستیم. به همین دلیل است که سمبل های باستانی را در نشانهای کمپانیهای مرتبط میبینیم.

ماکروبها هیچ کاری را به رایگان انجام نمیدهند. جان دی از آنها پرسید در عوض دانشتان چه میخواهید؟ و آنها پاسخ دادند ما خون میخواهیم. برای هر موجود خون آشامی خون منبع انرژی است. اگر در زمینه علوم خفیه مطالعه کنید در می یابید که خون نوعی انرژی است. در کتاب مقدس کلمه خون دومین واژه پرکاربرد پس از کلمه خدا است. جان دی جواب داد جای هیچ نگرانیی نیست. چقدر خون میخواهید و چه زمانی؟ ماکروبها گفتند ما قربانی میخواهیم. خانمها و آقایان, آیا از قرن شانزدهم به این سو جنگها, و منظورم جنگهای کوچک احمقانه شاهان محلی با چند صد شوالیه نیست, بلکه منظورم جنگهای واقعی است, آیا از قرن شانزدهم جنگهای بزرگ شروع نشده اند؟ به قاره افریقا نگاه کنید و ببینید تنها با یک قاره چه کرده اند. اشاره به راه دور لازم نیست, نگاه کنید با آمریکا چه کرده اند.

هرگز از خودتان پرسیده اید چرا همه سربازان این نشانها و سمبلهای مربوط به امور خفیه و سرّی را بر پوشش خود دارند؟ حتی اگر به رفتار جادوگرهای سطح پایین که پیدا کردنشان کاری آسان است نگاه کنید, جادوگرانی که گربه قربانی میکنند, میبینید که لازم است دایره ای بکشند و در زمان درست و مشخص و زیر سایه موقعیت خاص خوشه های ستارگان اقدام به قربانی کنند. حالا یک قربانی در سطح وسیع را تجسم کنید که به منظور فرستادن انرژی برای این موجودات انجام میشود. اگر آیینهای خاصی انجام نشود قتل عامها قربانی کردن آیینی محسوب نمیشوند. موقعیت مکانی قربانی اهمیت بسیاری دارد, و زمان قربانی نیز بسیار مهم است.

Idf_corps.PNG

نشانهای نظامی اسرائیل

شهرهای ما مراکز قربانی هستند. آیا میدانید که 23 منطقه البروج در طراحی شهر واشنگتن دی.سی لحاظ شده اند؟ این تعداد از هر نقطه مشابه دیگری در این سیاره بیشتر است. در کتاب معماری سرّی پایتخت کشور ما این اطلاعات آمده. نویسنده نمیداند اصل ماجرا چیست اما اطلاعات جالبی به دست میدهد. به دلیل کمبود وقت فرصت نمیکنم همه مطالب زیبای کتاب را برایتان نقل کنم اما در کتابم از مطالب این کتاب نقل کرده ام.

Untitled.png

بخشی از طراحی شهری واشنگتن دی.سی

این شهرها با منظوری خاص طراحی شده اند. بناهای یادبود و ابلیسک های این شهرها همه برای تقویت انرژی شبکه زمین و نقاط مخصوص قربانی در جای خود قرار داده شده اند. لیدی دایانا اسپنسر در پاریس در فاصله ای کوتاه از برج ایفل, در تقاطع سه خیابان و در مجاورت سیزدهمین ستون مسیر مسقفی که از آن عبور میکرد کشته شد, در روز 31 اوت (1997-مترجم), نزدیک به صد سال پس از روزی که جک قاتل (زنجیره ای معروف لندن-مترجم) اولین قربانی خود رابه قتل رساند (31 اوت 1888-مترجم). اولین قربانی جک قاتل یک باکره بود. لیدی دایانا در قاموس علوم خفیه نماینده دوشیزه باکره است. فاحشگانی که جک قاتل کشت در قاموس علوم خفیه باکره دانسته میشوند, قربانیانی که دانسته و خودخواسته به استقبال قربانی شدن آیینی میروند. 31 اوت روزی است که مجموعه ستارگان نشان زودیاک خوشه (که علامت آن باکره است-مترجم) وارد دنیای درون زمین میشوند. این افراد ستاره شناسی خورشیدی را مورد استفاده قرار نمیدهند, آنها ستاره شناسی متفاوتی را مورد استفاده قرار میدهند که به آن خواهم پرداخت. هندسه شهرهای مخصوص قربانی هندسه ای خاص است. برای مثال ترور جان اف. کندی قتلی آیینی در محلی خاص بود. طراحی شهرهای آمریکا شباهت به تراشه های سیلیکونی دارد.

Untitled.png

فرزندان مار عمرهایی طولانی داشتند, اما وقتی می مردند رفقای به جا مانده شان, برای بزرگداشت این نیمه بیگانگان فرازمینی که به جهان روشنی بخشیده بودند, تمدن برپا کرده بودند, شفابخشی کرده بودند, به نژاد آدم آزادی داده بودند, و در عمل خدایان ما بودند, با استفاده از آوا در مکانهایی با هندسه مقدس مقبره هایی توخالی مانند آنچه امروز به نام مقبره سربازان گمنام میشناسیم بنا میکردند. اگر هنگام بازدید از چنین مکانهایی احساسی خاص پیدا میکنید, به چیزی وصل شده اید.

*pirate

ادامه دارد…