بايگانی‌ وب‌نوشت

کمونیسم و سوسیالسم, زائیده کیمیاگری و بانکداری شوالیه های معبد- بخش سوم

نوشته زیر بخش سوم از خلاصه ای است از کتاب «پول میوه درخت دانش است» به قلم تریسی آر. توایمن:

همانطور که گفته شد شوالیه های معبد سیستم بانکی و چک را در اواخر قرون وسطی ایجاد کردند و به جای مبادله سکه های طلا و نقره, به مبادله «چیت» های کد گذاری شده پرداختند: کاغذهایی که مثل وعده پرداخت عمل میکرد و به صاحب آن اجازه میداد در ازای کاغذ، در هر زمان و هر شعبه بانکی که بخواهد سکه طلا یا نقره دریافت کند. این سیستم بعداً منجر به ایجاد سیستم بانکداری ذخیره کسری شد. پیشگامان استفاده از این سیستم زرگران اروپایی قرون وسطی بودند که علاوه بر ایجاد سکه های تقلبی طلا و نقره در کارگاه هایشان, در نقش بانک محله نیز عمل میکردند. ایده بانکداری ذخیره کسری بسیار ساده است: اگر ده نفر طلای خود را برای حفظ امنیت آن در مخرن بانک بگذارند (یعنی دلیل اولیه و  اصلی تشکیل بانکها), احتمال بر این است که تنها یک تن از آنها در هر زمان بخواهد سپرده خود را از بانک تحویل بگیرد. زرگران از این پیش فرض سو استفاده کرده و خود را مجاز دانستند طلای سپرده شده را وام بدهند تا بهره اندوزی کنند. به این ترتیب با برداشت از سپرده دیگران, به مشتریان جدید خط اعتباری کاغذی دادند.

4.png

طرحی قرن پانزدهمی از نزولخواری

اگرچه این اقدام در عمل شکلی از کلاهبرداری است, مردم به این دلیل که معتقد بودند که وام کاغذی آنها بر پایه پول واقعی موجود در خزانه بانک به آنها داده شده, و امکان برداشت این پول واقعی هر زمان که بخواهند وجود دارد, کاغذ ارائه شده به خود را به اندازه طلا با ارزش میدانستند. مادامیکه در هر زمان مشخص تنها یک نفر از ده نفر سپرده گذار برای دریافت سپرده خود به بانک مراجعه میکرد, این تمهید بدون مشکل ادامه پیدا میکرد.

مزیت این سیستم در این است که پول واقعی همراه با بهره اش به صاحب پول بازگردانده میشود که خود به نفع بانک است, به این معنا که ثروتی که در خزانه بانک قرار داده میشود افزایش یافته است. سند کاغذیی که به جای پول واقعی مبادله میشود پول عرضه شده به جامعه را افزایش داده و در نتیجه منجر به بهبود وضع اقتصادی میشود؛ یک موقعیت بُرد دو طرفه, تنها تا زمانی که کسی بانک را حسابرسی نکند و کمتر از درصد مشخصی از پول سپرده شده به بانک به طور همزمان از بانک پس گرفته شود. اما اگر یکی از این دو اتفاق نیفتد این  بنای سست در آن از هم می پاشد.

فیلسوف اسکاتلندی, جان لا در سال 1705 در کتاب خود «پیشنهادی برای عرضه پول به ملت با لحاظ کردن پول و تجارت» نوشت که سنگ فلاسفه کیمیاگری را یافته است. کلید کیمیاگری به گفته او چاپ کردن پول کاغذی بود. دولت فرانسه او را در سال 1715 استخدام کرد تا نظریه اش مورد استفاده عملی قرار بگیرد. جان لا به سرپرستی بانک سلطنتی ملی فرانسه گماشته شد و به سرپرستی کمپانی میسیسیپی که سرمایه گذاری شهروندان فرانسوی را به منظور فعالیت اقتصادی در لوئیزیانای فرانسوی (بخش عظیم و میانی آمریکا در قرون 17 و 18 فرانسه ادعای مالیکت آن را داشت-مترجم) با وعده ارائه بهره به آنها جذب میکرد. سرمایه گذاران باید به این کمپانی طلا تحویل میدادند اما سود پولشان را به شکل کاغذ بانکی دریافت میکردند که عنوان میشد قابل تبدیل به طلا است.

2.png

کاریکاتور جان لا و سیستم پول کاغدیش

بر اساس سیستم بانکداری ذخیره کسری, این روش تا مدتی بدون مشکل اجرا میشد و بانک منفعت عظیمی از آن می برد. همزمان به نظر میرسید که سپرده سرمایه گذاران رشدی تصاعدی دارد. البته قابل پیش بینی بود که این بنای سست در خلال آنچه «حباب بزرگ لوئیزیانا» نامیده شده در هم فرو میریزد: سپرده گذاران بو برده بودند به اندازه کاغذهای بانکی که در اختیارشان است طلا وجود ندارد. جان لا با شرمساری گریخت و مدت کوتاهی پس از این واقعه از دنیا رفت. اما ایده های او نویسنده و فراماسون آلمانی, ولفگانگ فون گوته را تحت تاثیر قرار داده بود.

نمایشنامه کلاسیک گوته, فاوست, آکنده از تشبیهات کیمیاگری است و شخصیت اصلی نمایش یک کیمیاگر است که با کمک شیطان در جستجوی راز آفرینش است. در جایی از داستان فاوست و معلمش مفیستو نظر لطف امپراتور را با اهدای راز کیمیاگری به خود جلب میکنند: چگونگی ایجاد ثروت با چاپ پول کاغذی. آنها امپراتور را به چاپ پول در ازای طلایی که قرار است در آینده از معدن استخراج شود متقاعد میکنند. امپراتور به زودی ولینعمت یک اقتصاد محکم و مردمی مادیگرا و هرزه میشود. در نهایت ثابت میشود پول رایج مانند تمام آفریده های دیگر مفیستو در این نمایش وهمی بیش نیست و سقوط میکند.

1.png

فاوست و مفیستو

این همان کیمیاگریی است که زیربنای اقتصاد مدرن قرار گرفته است. اما امروز تقریباً تمام کشورهای دنیا یک سیستم بانک مرکزی دارند که بر اساس ذخیره کسری عمل میکند. در ایالات متحده به این بانک مرکزی خزانه داری فدرال گفته میشود که در عمل از وزارت خزانه داری مجزا است و نوعی کمپانی نیمه دولتی است که سهام آن در اختیار بانکهای خصوصی قرار دارد. هر یک از این بانکهای غضو خود بر اساس سیستم وامدهی ذخیره کسری عمل میکنند.

نحوه کارکرد این تهمید در دوران ما چنین است:  بانک میتواند پول سپرده گذاران را بگیرد و با بهره به افراد و موسسات دیگر وام دهد. بانک میتواند اکثر سپرده را (معمولاً 90 درصد آن را) وام دهد و تنها کسری (10 درصد) از آن را در خزانه خود نگاه دارد. به این کسر «ذخیره» گفته میشود و تنها پول واقعیی است که بانک در دست دارد و پشتوانه تمام وامهایی است که بانک پرداخت میکند. این کسر تنها پولی است که واقعاً آماده پرداخت به سپرده گذارانی است که میخواهند موجودی حساب خود را دریافت کنند.

وقتی وامی بازپرداخت میشود بانک از بهره این وام سود می برد. در نتیجه بانک باعث شده پول سپرده گذارانش چند برابر شود و مابه التفاوت را نزد خود نگاه داشته است, یا به عبارتی, از هیچ پول تولید کرده است. اگر پول را به بانک یا موسسه مالی دیگری وام داده باشد, آن موسسه یا بانک نیز میتواند پول را وام دهد تا به این ترتیب باز هم پول بیشتری از هیچ تولید شود. این پول میتواند به عنوان وام به شخص یا تجارتی داده شود که از راه تولید کالا یا خدمات کسب پول میکند. در چنین حالتی پول منجر به سود اقتصادی شده است.

در نتیجه مجموع کل پول عرضه شده به شکلی تصاعدی افزایش می یابد, و اقتصاد خود مانند ابزاری برای چند برابر کردن پول عمل میکند, یک ماشین پولسازی. پول همیشه میتواند برای تولید پول بیشتر به کار رود, و این موضوع با یک اصل کیمیاگری همراستا است: «برای تولید طلا باید از طلا استفاده کرد.» درست مانند مسیح که در معجزه اش به مقدار کم نان و ماهی برکت داد تا افراد زیادی سیر شوند, کیمیاگران معتقد بودند میتوانند با استفاده از مقدار کمی از طلا (یا چنان که خود می نامیدندش, «دانه فلزی») و روشهای جادویی شیمیایی مقدار طلا را به شکلی تصاعدی افزایش دهند.

3.png

کیمیاگری

ادامه دارد

Advertisements

کمونیسم و سوسیالسم, زائیده کیمیاگری و بانکداری شوالیه های معبد- بخش اول

نوشته زیر بخش اول از خلاصه ای است از کتاب «پول میوه درخت دانش است» به قلم تریسی آر. توایمن. علی رغم کمبود فرصت و نیمه کاره ماندن مطالب قبلی, این مطلب به این دلیل ترجمه و خلاصه سازی شده و در اختیار خوانندگان قرار میگیرد که به زبانی بسیار ساده و روان و عاری از لغات تخصصی مربوط به اقتصاد و بانکداری نوشته شده و توضیحی قابل فهم و روشن از سیستم بانکداری امروز و ریشه های آن ارائه میدهد:

اولین نظام بانکی جهان

استفاده از سکه طلا یا نقره به عنوان پول رایج همزمان خوب و بد است: ارزش در خود سکه است. اگر خرجش کنید, گمش کنید, از شما بدزدندش, ارزش آن از دست شما رفته است. موضوعی که در دوران باستان و قرون وسطی ایجاد مشکل کرده بوده راهزنی بود. پشت هر گردنه ای راهزنانی منتظر بودند تا سکه مسافران را بدزدند. در نهایت راه حلی برای این مشکل پیشنهاد شد, و البته تعجب آور نیست که این راه حل توسط یک «معبد» دینی پیشنهاد شد: شوالیه های فقیر معبد سلیمان مبدع این راه حل بودند.

«شوالیه های معبد» متشکل از جمعی از نخبگان جنگجوی برخاسته از میان راهبان کاتولیک بود که در اوایل قرن دوازدهم میلادی در خط مقدم جبهه جنگ اروپا علیه تسخیر و کنترل سرزمین مقدس نبرد میکردند. بعضی از بنیان گذاران اولیه این گروه خود مسئول واقعی درگیری اروپا در جنگهای صلیبی بودند. کلیسا به آنها اجازه داد مجموعه قوانینی برای خود وضع کنند و به هیچ کس پاسخگو نباشند جز پاپ. به این ترتیب شوالیه های معبد در سراسر اروپا در زمینه های گوناگون در قالبی خودگردان مشغول به فعالیت شدند. معبدی ها به سرعت شروع به گردآوری مال و قدرت کردند. در املاکشان در سراسر اروپا در قالب دولت-شهرهای نیمه مستقل به کشاورزی, تولید خوراک مورد نیاز خود, تاسیس و اداره بیمارستان, و تولید تسلیحات و پوشاک و سایر کالاها کردند.

احتمالاً مهم ترین دستاورد این خودگردانی و استقلال وام دادن با بهره بود که خلاف قانون ضد نزول در سرزمین های مسیحی بود. پیش از آن در اروپا تنها یهودیان مجاز به دریافت بهره بودند, چرا که آنها را راه گم کرده دینی میدانستند. در زمانها و مکانهای مختلفی حتی قوانین گذاشته شده بود تا یهودیان مجاز به پرداختن به هیچ حرفه دیگری جز بانکداری نباشند. بانکداری مورد نیاز جامعه بود و باید کسی این مسئولیت را به عهده میگرفت. یهودیان در مواردی که بدهی افزایش پیدا میکرد و بازپرداخت وام و بدهی غیر ممکن میشد, مقصر قلمداد میشدند. این اتفاق به کرات پیش آمده بوده و ریشه بسیاری از رفتارهای ضد یهودی در قرون وسطی بود. معبدی ها وظیفه بانکداری را بر عهده گرفتند. این اقدام با تایید کلیسا بود, البته در آغاز.

Untitled.png

بعضی نشانهای به کار رفته در «چیت» های معبدی ها

معبدی ها نگهبانان رسمی راه زیارتی سرزمین مقدس بودند. احتمالاً دلیل اولیه تشکیل گروه شان نیز همین بود. به عنوان نگهبان راه زیارتی نظامی را ایجاد کردند که زائرین را از راهزنان در امان نگاه دارد. در این سیستم زائرین به جای آنکه طلا و اموال باارزش خود را در بار سفر ببندند, مقداری پول طلا یا نقره در نزدیکترین مرکز معبدی ها در نقطه عزیمت شان میسپردند و سپس از مسیر از پیش تعیین شده ای که در طول آن کلیساها و کلیساهای جامع قرار داشت به اورشلیم عازم میشدند. کلیساهای بین راه با مراکز معبدی مرتبط بودند و خدمات بانکی ارائه میکردند. زائرین در این مراکز بین راهی «چیت» هایی را که از بانکدارها در ازای سپرده طلا یا نقره خود دریافت کرده بودند ارائه میدادند و از بانک بین راه مقدار پول مورد نیاز برای اقامت در استراحتگاه یا اهدا به کلیسا را دریافت میکردند. مابقی پول در حساب آنها باقی می ماند. همچنین این امکان وجود داشت که در ازای خداماتی که خود معبدی ها به زائرین ارائه میکردند پرداخت مستقیم از حساب شان صورت بگیرد. «چیت» ها منقوش به علامات و نشانهای پیچیده ای بود که معبدی ها قادر به خواندن و فهمیدن آن بودند. این علامات هنوز در برخی لوژهای ماسونی سراسر دنیا یافت میشود. واژه چک از همین جا به زبان انگلیسی و فرانسه وارد شد. در واقع بسیاری از کلمات انگلیسی دوران میانی که با بانکداری و اقتصاد مرتبط هستند به شکلی به معبدی ها ربط پیدا میکنند. کلمه چک از پارچه شطرنجیی* آمده که معبدی ها میگستردند و با کمک آن به حسابهای بانکی شان رسیدگی میکردند, بدهکاری و بستانکاری ها را «چک» میکردند.

2.png

صفحه شطرنجی حسابداری و «چک» کردن حسابها- معبدی های ایرلند

با کمک بخششهای مالی اشراف زادگانی که در ازای مالشان به این گروه میپیوستند, نزول پول, و تجارت و صنعت, معبدی ها امپراتوری خود را تبدیل به بزرگترین قوای اقتصادی اروپا کردند و این جایگاه را تا زمان هشتمین جنگ صلیبی در سال 1271 که طی آن سرزمین مقدس از دستشان رفت حفظ کردند. با از دست رفتن سرزمین مقدس, شاهان و اشراف اروپا و کلیسا نمیدانستند نقش بعدی معبدی ها چه خواهد بود. پول, ملک, قدرت, اسب, سلاح و ارتش آنها اکنون باید به چه کاری مشغول میشد؟ بسیاری از خاندانهای سلطنتی اروپا به شدت به معبدی ها بدهکار بودند و چون فرمان پاپ آنها را از هر گونه اقدام علیه شوالیه های معبد بازمیداشت, احساس خطر شدیدی میکردند.

3

شاه فیلیپ, دشمن معبدی ها

خطر بالقوه دیگری نیز وجود داشت, خطری ماورالطبیعی. هیچ کس نمیدانست معبدی ها این همه ثروت را دقیقاً از چه راهی به دست آورده اند. تصور عمومی بر این بود که رازی در این میان وجود دارد. شایعاتی وجود داشت در اینباره که نُه تنی که پایه گذار اولیه معبدی ها بوده اند, در دورانی که مسجد الاقصی مقرشان بوده, گنجی را زیر این مسجد یافته اند. این نظریه منبع  صدها کتابی بوده که در طول زمان در اینباره نوشته شده است و حتی در هسته بعضی مناسک فراماسونهای امروزین نیز دیده میشود. گفته شده که معبدی ها صندوقچه عهد را زیر قبه الصخره یافته اند, اما در اینباره که این صندوقچه چگونه منجر به کسب این همه ثروت شده توضیحی داده نشده. شایعه دیگری که در اواخر قرن سیزدهم رواج یافت این بود که معبدی ها ثروت خود را طی عهدی که با شیطان بسته بودند به دست آوردند. طبق این داستان معبدی ها پاپ را طلسم کرده و با جادو دیگران را تشویق به دادن مال خود به آنها میکردند. شوالیه هایی که از معبدی ها جدا شده بودند داستانهایی از مراسم آیینی سرّی و بت پرستانه روایت میکردند.

4.png

توهین به صلیب در مراسم معبدی ها

در سحرگاه 13 اکتبر 1307 که مصادف با جمعه میشد, شوالیه های ساکن فرانسه در سطحی وسیع به فرمان شاه فیلیپ چهارم دستگیر شدند*. او به معبدی ها بدهی فراوان داشت و معبدی ها او را به عضویت کلوب خود نمیپذیرفتند. شاه با تحت تاثیر قرار دادن پاپ جاسوسانی را به مراسم معبدی ها فرستاده بود و مشخص شده بود که شایعاتی که درباره مناسک آنها رواج دارد صحیح است. داستانهای جاسوسان و اعترافات اعضای جدا شده منسجم, سازگار با هم و وحشتناک بود. مناسک از جمله شامل این موارد بود: بوسیدن باسن برهنه اعضای جدید, بوسیدن پشت بز یا گربه, تف کردن به صلیب, ابطال تعمید در کودکی به عنوان یک مسیحی, و گاه پذیرفتن یحیای تعمید دهنده به عنوان مسیح واقعی, و پرستش سَری موسوم به بافومه که هیچ یک از اعتراف کنندگان نمیدانستند واقعاً چه بود. برخی آن را سر یک بز, برخی سر یک مرد ریشو, سر یک زن, سر یک دوجنسی, و برخی سری از جنس پوست چرم مانند توصیف میکردند. بعضی گفته اند دو یا سه صورت داشته یا پا داشته. بعضی آن را بخشی مومیایی شده از یک بدن توصیف میکردند و دیگران آن را یک جمجمه میدانستند. این سر در طول مراسم به پیشگویی میپرداخت و به آنها «خرد» میبخشید. آنها معتقد بودند بافومه آنها راثروتمند و زمین را بارور میکرد.

5.png

زنده سوزاندن معبدی هایی که اعترافات خود را پس گرفتند

استاد بزرگ معبدی ها, ژاک دو مولای در نوامبر 1307 به اتهاماتش اعتراف کرد. پاپ کلمنت که به اندازه کافی به این اعترافات گوش داده بود دستور دستگیری معبدی ها در هشت کشور شامل انگلستان, ایرلند, پرتغال, ایتالیا و آلمان را صادر کرد. جرائم آنها شامل کفر, برقراری ارتباط جنسی همجنسگرایانه گروهی, قربانی کردن کودکان و خیانت در قالب بده بستان با دشمن مسلمان اعلام شد. دادگاه ها 5 سال به طول انجامید, استاد بزرگ و بسیاری از شوالیه ها که اعترافات خود را پس گرفتند به مرگ محکوم شدند. استاد بزرگ در حالی که به عنوان مجازات زنده در آتش سوزانده میشد پاپ کلمنت و شاه فیلیپ را نفرین کرد و وعده داد پیش از یک سال خواهند مرد. هر دو پیش از سالگرد مرگ دو مولای مردند. شوالیه هایی که اعترافات خود را پس نگرفتند احکامی سبک مانند اقامت اجباری در دیر و کلیسا برایشان صادر شد. و چنین بود که بزرگ ترین قدرت اقتصادی و نظامی اروپا فروپاشید.

*chequerboard

*ریشه نحس دانسته شدن جمعه هایی که با سیزدهم ماه مصادف میشوند همین واقعه است

ادامه دارد

معرفی کتاب «پول میوه درخت دانش است» به قلم تریسی آر. توایمن

لینک دانلود کتاب «پول میوه درخت دانش است»:

money-grows-on-the-tree-of-knowledge

کتاب «پول میوه درخت دانش است» به قلم تریسی آر. توایمن به موارد زیر میپردازد:

1970752_613895595354745_1837739727_n

حقیقت پنهان در تاریخ پول و دانش سرّی کیمیاگری- در این کتاب به قلم تریسی آر. توایمن, نظام اقتصادی جهان بنا شده بر پایه و روش های «هنر سلطنتی» کیمیاگری خوانده شده است. ارتباط بین اقتصاد و مناسک هولناکی همچون قربانی کردن کودکان, آدمخواری, و استفاده از حمام خون, همچنین ریشه های مخفی علامت دلار و نقش بافومه در کمک به شوالیه های معبد برای برپایی سیستم بانکی بررسی میشود. خزانه داری فدرال, سیستم تامین اجتماعی, تجارت آزاد, مالیات, حداقل دستمزد, سال مالی؛ و مصرفگرایی مرتبط با کریسمس توضیح داده میشود.  از راز دوران طلایی زحل, دوران رفاه و آنارشی صلح آمیز که گفته شده در گذشته وجود داشته,  و دو باره, شاید بسیار زودتر از آنچه تصور میکنیم  ظهور خواهد کرد, پرده گشایی میشود.

 فایل پی دی اف ترجمه بخش هایی از کتاب که تحت عنوان «کمونیسم و سوسیالیسم, زائیده کیمیاگری و بانکداری شوالیه های معبد» در پنج بخش در فانوس منتشر شده است را از پیوند زیر دریافت کنید:

money-grows-on-the-tree-of-knowledge-persian

 

 

بنجامین فولفورد- گزارش 29 اوت 2016

حرکت جدید آلمان نتیجه بازی را تغییر خواهد داد, آماده شدن برای جنگ به منظور شکست مافیای خزری

Benjamin Fulford Geo-Political Updates

به دلیل آتش بس تابستانی, در عرصه ژئوپولیتک در چند هفته گذشته شاهد پیشرفتهای چندانی نبوده ایم. این آتش بس اکنون رو به پایان است.

به نقل از منابع سیا و ام.آی.6 دولت آلمان با تصمیم مهم خود مبنی بر بریدن از مافیای خزری, به شهروندان خود دستور داده به منظور آمادگی برای جنگ استقلال, ذخیره غذای اضطراری کافی برای ده روز تهیه کنند. به علاوه, منابع میگویند که دولت آلمان ششصد هزار عضو نظامی خود را برای جنگ جابجا و  آماده کرده است. جرقه آغاز این جابجایی درخواستی بود از طرف دولت آمریکا که در کنترل خزری ها است؛ درخواست از آلمان برای قبول حمله تروریستی ساختگی عظیمی در خاک این کشور که میتوانست بهانه ای شود برای حکمروایی تمامیت خواهانه خزری ها. آلمانی ها این پیشنهاد را رد کرده اند و در عوض تصمیم گرفته اند با روسیه متحد شوند. منابع بر سر این نکته توافق دارند که آلمانی ها در اقدامی تاثیرگذار به حرکت ترکیه و بریتانیا علیه دولت امریکا که به دست مافیای خزری اداره میشود پیوسته اند.

تعدای از اظهارات دولت آلمان که در رسانه های اَبَرکمپانی ها هم منعکس شده اطلاعات فوق را تایید میکند. از جمله این اظهارات میتوان به درخواست دولت آلمان برای تهیه ذخیره غذایی ده روزه اشاره کرد, همچنین به اظهارات وزیر امور خارجه آلمان درباره نیاز به همکاری با روسیه, و اظهارات وزیر اقتصاد مبنی بر اینکه پیمان تجاری و سرمایه گذاری ترنس-آتلانتیک مرده است.

حرکت آلمان تنها مقدمه ای است بر اقدامی سریع و قدرتمند که انتظار میرود کارزاری سرنوشت ساز و قطعی برای پایان دادن به کنترل خزری ها بر غرب و سایر حکومتهای تحت بردگی شان شود. همچنان که حمله علیه آخرین دستاویزهای مافیای خزری در پاییز شدت میگیرد, باید انتظار حرکات مشابه از سایر کشورها را داشت. همچنان که این گلوله برفی رفته رفته میغلتد و بزرگتر میشود, فرانسه, ژاپن, ترکیه, عربستان سعودی و برزیل را در چند ماه آینده زیر نظر داشته باشید.

نشانه روشن دیگر مبنی بر عادی نبودن شرایط این است که کاندیدای ریاست جمهوری, هیلاری کلینتون, چنان از ملاقات با مردم واقعی وحشت کرده که اکنون فیلمهای کارزار تبلیغاتیش در استودیو و مقابل پرده سبز تهیه میشود. دلیل این انتخاب این است که کسانی که انجمن اژدهای سفید برای سرشان جایزه تعیین کرده بود تک تک در حال ناپدید شدن از انظار عمومی هستند. دلیل دیگر این است که روسای قاتل او در مافیای بوش/کلینتون/راکفلر مورد نفرت بخش بزرگی از جمعیت در حال بیدار شدن جهان هستند.

چینی ها به نوبه خود امید خود به هیلاری را از دست داده اند و از آنجا که علاقه ای به کاندیدای جمهوری خواه یعنی دانلد ترامپ نیز ندارند, اکنون مشغول بررسی حرکتی بنیادین تر هستند. آنها از نخست وزیر کانادا, جاستین ترودو دعوت کرده اند پیش از نشست گروه بیست در تاریخ چهارم و پنجم سپتامبر و به میزبانی چین, در این کشور حضور یابد. منابع انجمن های سرّی آسیایی گفته اند که چینی ها از ترودو خواهند پرسید آیا مایل به اداره یک اتحادیه آمریکای شمالی, متشکل از مکزیک, آمریکا و کانادا خواهد بود.

واضح نیست که ترودو تا چه حد از واقعت امور باخبر است. طوطی های رسانه ای کانادایی که از همپایان آمریکایی خود در نیویورک تایمز تقلید میکنند دروغهای بسیاری را به جای حقیقت منتشر میکنند. از دیدگاه آنها به جهان, سعودی ها و متحدین بوش/کلینتون شان در سوریه از گاز سارین استفاده نکردند, بلکه اسد به اصطلاح دیکتاتور چنین کرد. آنها به این نکته که اسد در انتخاباتی با نظارت بین المللی به ریاست جمهوری برگزیده شد توجهی ندارند. از دیدگاه آنها ولادیمیر پوتین روسی یک دیکتاتور شرور است که شبه جزیره کریمه را اشغال کرده است. دیدگاه همین رسانه ها از هیلاری کلینتون این است که وی جایگاهی معقول دارد و دانلد ترامپ یک دیوانه خودبزرگ بین است که نباید به قدرت دست یابد… احتمال دارد که ترودو بیش از حد شستشوی مغزی داده شده باشد و نتواند اهمیت تاریخی پیشنهاد آسیایی ها را درک کند.

در هر حال چینی ها تلاش خواهند کرد بیشترین بهره را از نشست گروه بیست ببرند. آنها از کسانی که عضو این گروه نیستند و از رهبران برجسته اتحادیه اروپا نیز دعوت به عمل آورده اند, و این نشان میدهد که قصد دارند برای ایجاد تغییری بزرگ در نحوه اداره سیاره ما فشار بیاورند. این نشست پس از ماههای مداوم فروش اوراق قرضه خزانه داری ایالات متحده به دست بانکهای مرکزی سراسر دنیا انجام میشود. این بار روشن است که آسیایی های نمیخواهند اجازه دهند پس از اتمام مذاکرات مربوط به ورشکستگی دولت آمریکا, مجرمین آمریکایی قدرت را به دست بگیرند.

صاحبان سیستم اداره خزانه داری فدرال به نوبه خود در مارپیچ مرگ گرفتار شده اند. آنها مشغول چاپ پول برای خریدن سهام و اوراق عرضه شده توسط کمپانی های خودشان هستند؛ درست مانند ماری که دم خود را ببلعد. سایرین از گردابی که بازار مالی آمریکا در آن گرفتار شده دوری میکنند. به همین دلیل است که ژانت یلن هفته گذشته به افزایش نرخ بهره اشاره کرد. بالا بردن نرخ بهره اثری خلاف آنچه میخواهند ایجاد خواهد کرد, چرا که این اقدام نشانه ای از ضعف آنها خواهد بود و نه قدرتشان. حتی دزدیدن یکصد بیلیون دلار از صندوق بازنشستگی ژاپنی ها به آنها در فرار از این وضعیت کمک نخواهد کرد.

شرایط چنان وخیم شده که ژاکوب دی راتچایلد هشدار داده که سیستم بانکهای مرکزی که خاندان او نقشی کلیدی در ایجاد آن داشتند رو به سقوط است. کمپانی رَند, این اتاق فکر جنگ دوست نو-محافظه کار, با اعلام اینکه ایالات متحده باید هر چه زودتر علیه چین و روسیه اعلام جنگ کند, به شرایط وخیم موجود واکنش نشان داده است. اما اکنون ده سال برای چنین اقدامی دیر است. شبیه سازی های متعدد پنتاگون از این جنگ نشان داده که در صورت وقوع چین  جنگی, بازنده از تسلیحات اتمی استفاده خواهد کرد و در نتیجه 90 درصد جمعیت نیمکره شمالی زمین از میان خواهد رفت. به همین دلیل است که چینی ها از هر گونه حرکت تحریک آمیزی که به طور قطع منتج به این نتیجه مخرب خواهد شد دوری میکنند. از طرف دیگر, بخش عاقلتر مجموعه نظامی-صنعتی با این استدلال معقول که نمیخواهند مافیای خزری را با تمامیت خواهی چینی جایگزین کنند مشغول دست و پنجه نرم کردن با شرایط هستند. ژاپنی ها, کره ای ها, ویتنامی ها, اندنزیایی ها, هندی ها, همچون چینی ها این استدلال را درک میکنند.

در خاور میانه پنتاگون و روسیه همچنان بر سر توافق خود درباره سلطه شان بر این منطقه هستند. روسها مناطق غرب رود فرات را در کنترل دارند و آمریکایی ها مناطق شرق آن را. ترکها نیز اکنون با این توافق همراهی میکنند. جنگی که اکنون در این منطقه جریان دارد علیه ارتشهایی است که به نفع کمپانیهای نفتی تحت کنترل مافیای بوش/کلینتون/راکفلر در منطقه حضور دارند. اسرائیلی ها نیز متوجه این توافق شده اند و از روسها دعوت کرده اند به آنها در دستیابی به صلح با همسایگانشان کمک کنند. این بدین معنا است که اسرائیلی ها باید توهم خود مبنی بر حاکمیت بر کل جهان را کنار بگذارند و با همسایگان فلسطینی خود همکاری کنند. اسرائیلی ها دیگر دارای قدرتهای فراتر از دیگران نیستند که در این جنگ به آنها یاری برساند, و مجبورند تواضع نشان دهند.

منبع

 

بنجامین فولفورد- گزارش 20 ژوئن 2016

گزارش زیر اندکی خلاصه شده است- مترجم

سخنرانی فرمانده کل, ژوزف دانفورد به عنوان سرپرست جمهوری در سازمان ملل

روز هفدهم ژوئن در یک حرکت بیسابقه, فرمانده کل نیروهای مسلح آمریکا, ژنرال ژوزف دانفورد, در نشست صلحبانان سازمان ملل درباره تبدیل نیروی نظامی آمریکا به نیرویی جهانی برای صلح سخنرانی کرد. نیروهای آمریکایی اکنون جایگزین نیروهای پاسبان صلح سازمان ملل میشوند که دچار فساد و کمبود تعلیمات لازم بوده و افتضاحات بسیاری به بار آورده اند, از جمله تجاوز به عنف, دزدی و غیره. متن کامل سخنان دانفورد از اینجا قابل دسترسی است.

Benjamin Fulford Geo-Political Updates

مقامات رسمی پنتاگون میگویند علاوه بر آنچه دانفورد در سازمان ملل عنوان کرده, نیروی نظامی آمریکا اکنون انرژی خود را بر اسرائیل, کارتل های مخدر, و چین در دریای چین جنوبی متمرکز میکند. سایر منابع پنتاگون نیز گفته اند این نیرو همچنین برای حفظ محیط زیست, و مقابله با شکارچیان غیرمجازی که به شکار گونه های رو به انقراض مشغولند فعالیت خواهد کرد.

خانواده راتچایلد, رهبران سرّی و واقعی اسرائیل, به انجمن اژدهای سفید گفته اند «میخواهیم روش خود را اصلاح کنیم.» آنها قول داده اند در جلسه آینده شان در ماه ژوئیه برای برپایی و تامین هزینه آینده آژانس برنامه ریزی به توافق برسند.

اما نماینده گروهی که قبلاً با آنچه ر-و-ر, راتچایلد و راکفلر مینامد مذاکراتی داشته هشدار داده که این خانواده ها تنها جبهه عیان و ویترین اشرافیت سیاه ایتالیا و اسپانیا هستند, اشرافیتی که رهبرانشان از جمله شامل خانواده های بورجیا, مدیچی, اورسینی, و دل بانکو (واربورگ) میشود. این منبع هشدار داده که مذاکره کنندگانی که اعزام خواهند شد قاتلانی حرفه ای به سبک و سیاق جیمز باند هستند. این گروه چند صد تن از ماموران خود را در طول مذاکرات بی نتیجه از دست داده است. این گروه هشدار گروههای دیگر مبنی بر اجتناب از انجام مذاکرات را جدی نگرفته بوده. «تصمیم به مذاکره به قیمت جان چند صد مامور ما تمام شد, هرچند که نرخ از دست رفتن ماموران آنها ده نفر در ازای هر یک مامور ما بود, با این حال تجربه از دست دادن افرادمان دردناک بود. آنها مبالغ هنگفتی برای قتل سران گروه شما پرداخت خواهند کرد (بین 20 تا صد میلیون دلار)…»

پاسخ اولیه راتچایلدها این است که ناتانیل راتچایلد اخیراً در یک شکایت قانونی 300 میلیون دلار از دست داده است, اولین ضرر تاریخ این خانواده. به علاوه, سرپرست خانواده در فرانسه, بارون دیوید دی راتچایلد, در حال گریز از تعقیب پلیس فرانسه به دلیل کلاهبرداری است. به عبارت دیگر آنها میدانند که دیگر فراتر از قانون قرار نمیگیرند.

آنها به دنبال یک حامی جدید برای گروه بردگان شستشوی مغزی شده شان, یعنی اسرائیل هستند. به همین دلیل است که نتانیاهو چهار بار به روسیه سفر کرده تا از آنها در برابر اقداماتی که انتظار میرود پنتاگون علیه کشورشان انجام دهد, تقاضای حمایت کند. دولت روسیه که اکنون توسط کلیسای ارتدوکس و شبکه تزاریست ملی گرای قدیمی اداره میشود تمایلی برای حمایت از مردمی که در طول قرن بیستم ملتشان را چنین آزار داده اند ندارد. انجمن اژدهای سفید تنها از یهودیان بیگناه و کسانی که اصرار به بازآموزی بر اساس تاریخ واقعی شان دارند و قانون طلایی «با دیگران چنان رفتار کن که دوست داری با تو رفتار شود» را در مورد تمام انسانها و نه تنها برای یهودیان اجرا میکنند حمایت خواهد کرد.

اشرافیت سیاه به نوبه خود ناامیدانه به جنگیدن برای دست نخورده ماندن دولت فاشیستی اتحادیه اروپا ادامه میدهد. آنها قتلی (که معلوم نیست واقعی بوده یا صحنه سازی) برای سیاستمدار طرفدار باقی ماندن در اتحادیه اروپا, جو کاکس, ترتیب دادند تا افکار عمومی را در جهت ماندن (انگلستان) در اتحادیه اروپا تحت تاثیر قرار دهند. اژدهای سفید و منابع ایلومیناتی هر دو قبلاً با جو کاکس تماس داشته اند و او خود را به عنوان مامور راتچایلدها معرفی کرده بود. اگر مردم انگلستان رای به بازپس گرفتن استقلالشان بدهند ضربه عظیمی به اشرافیت سیاه وارد خواهد شد. حتی اگر چنین نشود سیستم بانکی در مرحله سقوط قرار دارد و پروژه فاشیستی اتحادیه اروپا به هر حال محکوم به شکست است. در هر حال اژدهای سفید تنها عملکرد ر-و-ر به نیابت از روسای اشراف سیاه شان را ملاک قرار میدهد و نه قول و وعده را. رفتار آنها بدون عواقب نخواهد بود…

منبع قدرت آنها در ایالات متحده, یعنی تولید و توزیع پول هم مصادره شده است. به نقل از منابع رده بالای پنتاگون, در همین راستا جلسه ای غیرمعمول در وزارت خزانه داری آمریکا در روز چهاردم ژوئن برقرار شد و در این جلسه سخنگوی ریاست جمهوری, باراک اوباما, ژنرال دانفورد, و مدیر اطلاعات ملی, جیمز کلپر, درباره تسخیر نظامی خزانه داری به منظور اجبار به چاپ دلار آمریکایی جدید برای استفاده بومی و جدای از دلاری که به طور بین المللی مورد استفاده قرار میگیرد بحث کردند. «به همین دلیل بود که مدیران خزانه داری فدرال نیویورک در روز چهاردهم ژوئن از کمپانی شرد-ایت (کمپانیی که خدمات از بین بردن مدارک کاغذی از طریق رشته رشته کردن آنها را ارائه میکند-مترجم) کامیونی به خدمت گرفت.» تصویر زیر همین کامیون را نشان میدهد.

20160614+shred_0.jpg

ایجاد واحد پول بومی جدید برای آمریکا مقارن شده با تغییر زیربنایی سیستم اقتصاد جهانی. هفته گذشته پیامرسان خانواده راتچایلد گفت «هر حوزه جدید خزانه خود را برای واحد پول جدید خود خواهد داشت. هر حوزه بخشی از سبد واحدهای پولی آسیایی خواهد بود که پشتوانه های مختلف دارند. یک منبع ارشد دیگر راتچایلد به یک عضو اژدهای سفید در اروپا گفته که خانواده آنها «با ایجاد اصلاحاتی» در شرایط سخت اخیر دستخوش مشکلات نخواهد شد اما بخشهای بوش و راکفلر مشکلات عمیق تری دارند زیرا در نقشه های نسل کشی های نظم نوین جهانی دست داشته اند.

یک منبع ارشد در دولت چین که به بخش شانگهای وابستگی دارد گفته که برداشت او از حوزه های مختلف این است که 5 عضو دائمی فعلی شورای امنیت سازمان ملل؛ چین, فرانسه, روسیه, انگلستان و آمریکا, با نمایندگان هفت دسته منطقه ای جایگزین خواهند شد: آفریقا, چین, مناطقی از آسیا که شامل چین نمیشود, هند, اروپا که شامل روسیه میشود, جهان اسلام, و آمریکای شمالی و جنوبی.

تصمیم گیریها توسط اکثریت انجام خواهد شد و هر منطقه تنها یک حق وتو برای منطقه خود خواهد داشت. استرالیا باید برای تصمیم به پیوستن به یکی از حوزه ها از مردم خود رای گیری کند. دولت-ملت های موجود استقلال خود را در محدوده مرزهای خود خواهند داشت. به گفته منابعی که ادعای ارتباط گسترده با «برنامه سرّی فضایی» دارند, هدف از این برنامه پایان دادن قطعی به جنگ بر روی سیاره ما و در نتیجه پایان دادن به قرنطینه این سیاره است.

منابع پنتاگون تایید کرده اند که توافقنامه اخیر پاریس در زمینه تغییر اقلیم که مورد تایید فرانسه و کشورهای بریکس قرار گرفته و «به زودی» مورد تایید ایالات متحده نیز قرار خواهد گرفت, در واقع پوششی است بر یک ساختار اقتصادی با پشتوانه طلا و تغییر واحد پول جهانی. در سیستم جدید درصد کاهش تولید گازهای گلخانه ای درصد جی.دی.پی جهانی کشور را تعیین خواهد کرد. برای مثال چین کنترل 20 درصد واحد پول این سیستم را در دست خواهد گرفت. سیستم جدید مزیت بزرگی بر آنچه تا پیش از آن رایج بوده دارد. برای مثال جنگل های بارانی به دلیل جذب دی اکسید کربن دارای ارزش بسیار زیاد تلقی خواهند شد . تراشیدن آنها به علت پر هزینه بودن متوقف خواهد شد…

ایلومیناتی گنوسی اعتراف کرده اند که کارزارشان,داعش, شکست خورده اما جنگجویان باقیمانده داعش تا آخرین لحظه خواهند جنگید. آنها میگویند همچنان احتمال بمباران اتمی یک شهر باقی است اما نام شهر را اعلام نکرده اند. به آنها هشدار داده شده با چنین اقدامی مقابله خواهد شد.

سالها پیش پاول لین از اطلاعات نظامی پنتاگون به نویسنده این سطور درباره پایگاه زیردریایی نازی در اندونزی گفته بود. اکنون منبعی از سیا که در اندونزی مستقر است تایید کرده که این پایگاه وجود دارد. زیردریایی ها مشغول جابجا کردن طلا برای استفاده در سیستم مالی جدید هستند. تصویر زیر که به نظر می رسد عکس همین پایگاه باشد از گوگل ارت تهیه شده.

nabire.jpg

این منابع ادعا میکنند هر سال حدود 50 میلیون نفر در سراسر سیاره زمین ناپدید میشوند. «آنها از این دنیا برای فروش به عنوان برده منتقل میشوند.» برای مثال پس از سونامی اندونزی در سال 2004 تعداد نسبی اجسادی که پیدا شد کم بود زیرا این افراد «از دنیا منتقل شده بودند.» رقم رسمی کشته شدگان 230 هزار نفر بود اما رقم واقعی یک میلیون نفر ناپدید شده بوده است. این ادعا به نظر عجیب و باور نکردنی می آید اما برخی از شواهد قابل انکار نیست. منابع رسمی دولت کره قبلاً به نویسنده این گزارش گفته بودند در حادثه غرق شدن کشتی در سال 2014, 300 دانش آموز مرده اند. هیچ تصویری از اجساد این دانش آموزان در دست نیست. یکی از اعضای بخش غیر دست اندرکار در نسل کشی نازی ها گفته که دانش آموزان برای ایجاد تعادل در تولید نسل درون-گروهی محدود به نژاد آریایی لازم بوده اند. قبلاً نیز گفته بودم که آمار کودکان گم شده در آمریکا 20 برابر ژاپن است.

مطلب حیرت انگیز دیگر چیزی است که نویسنده این مطلب حین رانندگی از رادیوی خودرو شنید؛ شبکه رادیوی نیروهای مسلح آمریکا در توکیو آگهی استخدام در «نیروی فضایی ایالات متحده» پخش میکند. متن این آگهی اشاره به «شباهت به خدمت در عرشه کشتی» دارد. کسانی که دست اندرکار پروژه فاش سازی هستند میگویند وقایع بزرگی پیش رو داریم…

منبع

بنجامین فولفورد- گزارش 6 ژوئن 2016

تاکتیک به تعویق انداختن مافیای خزری راتچایلد در آخرین فرصتهای باقیمانده برایشان

قلاده ای که به دور گردن مافیای خزری و خانواده کنترل کننده نکسوس, راتچایلدها, افتاده در حال تنگ شدن است. پس از حاضر نشدن سر قرار ملاقات قبلی با انجمن اژدهای سفید, قرار شده نماینده بارون ژاکوب ناتانیل راتچایلد روز هفتم ژوئن در آمریکا با پیامرسان اژدهای سفید ملاقات کند. اگر راتچایلد از این ملاقات هم اجتناب کند یا بر سر کلیات برنامه پیشنهادی به توافق نرسد, اژدهای سفید, ایلومیناتی گنوسی, و سایر گروههای متحد, از هر روشی برای مقابله با این خانواده جرم و جنایت استفاده خواهند کرد.

Benjamin Fulford Geo-Political Updates.jpg

گزارش هفتگی بنجامین فولفورد

ورشکستگی رسمی کمپانی-دولت ایالات متحده آمریکا در دوم ماه می 2016 سرآغاز مذاکراتی در سطوح بالا بین مقامات چینی و آمریکایی در هفته جاری شده است. یک داد و ستد اقتصادی و دیپلماتیک در سطوح بالا در روز سه شنبه به نتیجه نهایی خواهد رسید

مذاکرات اقتصادی حول محور خریداری بخشهایی از زیرساخت اقتصادی آمریکاست که چین مجاز به خرید آنهاست, و تنها برگ برنده ایالات متحده, تهدید به بستن بازارهایش بر روی محصولات چینی است. موضوع مورد مذاکره دیگر این است که چینی ها دقیقاً چه مقدار از بدهی های خزانه داری آمریکا را خواهند بخشید. نیازی به تاکید نیست که در حالیکه آمریکاییها مشتاقند چین بخش بزرگی را ببخشد, چینی ها خواهان دریافت کامل در قالب املاک, کارخانه ها و سایر دارایی های آمریکا هستند.

مقدمه این مذاکره, گفتگوی شانگری لا, کنفرانس امنیت منطقه ای سه روزه در سنگاپور بود که روز یکشنبه 5 ژوئن پایان یافت. بحث نظامی در این کنفرانس به این نتیجه رسید که ایالات متحده در حال تلاش برای جمع کردن متحدین هرچه بیشتر در مرزهای چین است, در حالیکه چینی ها ادعای دوستی با همسایگانشان دارند, بنابراین نیروی نظامی آمریکا هیچ گزینه ای ندارد جز اینکه همراه با چین برای دستیابی به وضعیت بُرد دوطرفه تلاش کند.

یک نمایش فرعی جالب به سبک جیمز باند هم در حاشیه این کنفرانس امنیتی رخ داد. گزارشات متناقضی از طرف اندونزی مبنی بر سقوط یک هلیکوپتر ارائه شده است. گزارشات اولیه میگویند که تنها خلبان کشته شده و سه سرنشین جراحات سطحی داشته اند. در گزارشات بعدی گفته شده که سایرین «در راه انتقال به بیمارستان درگذشته اند.»

2016_06_04_5806_1465032593-_large.jpg

ماموران سیا در اندونزی میگویند که هلیکوپتر, مورد حمله ابزاری شناسایی نشده, احتمالاً یک سلاح پالس الکترومغناطیسی, قرار گرفته و سپس سرنشینان با شلیک کشته شده اند. این هلیکوپتر 300 کیلو طلا از معدن طلای سرّی شاخه هنری کیسینجر/راکفلر مافیای خزری, مربوط به کمپانی معدنی فری پورت مک موران در اندونزی را به سنگاپور حمل کرده بود, و در حال برگشت با مقداری دلار سنگاپور با ارزش حدودی یکصد میلیون دلار آمریکا بود که هدف اصابت قرار گرفت. پول مذکور در 5 مخزن آلومینیومی ساخت زیرو هالیبرتون قرار داشت و این 5 مخزن ناپدید شده اند. از آنجا که طلای مذکور از معدن تحت کنترل مافیای خزری به دست آمده بود و مبلغ مورد معامله دزدیده شده است, میتوان حدس زد که یک گروه ضد خزری پول را در دست دارند. پیام این حمله ظاهراً این است که معاملات بر سر طلای آسیایی باید از طریق کانالهای مناسب انجام گیرد.

در هر صورت علی رغم تندیهای موجود بین چین و آمریکا بر سر دریای چین جنوبی, و تحریکات زیر سطحی, موافقت گسترده ای در حال سر گرفتن بین آمریکا و چینی هاست. به نقل از منابع پنتاگون, به عنوان بخشی از این معامله, به بانکهای آمریکایی کد دستیابی به سیستم تبادلات بانکی چینی که قرار است جایگزین سوئیفت شود داده شده. به گفته منابع, این معامله منجر به آغاز استفاده از واحد پول جهانی جدید و همچنین باعث ورشکستگی دویچه بانک خواهد شد.

منابع مختلف بر این نکته توافق دارند که این اقدامات بخشی از کارزار موجود برای حذف بخش نازی گانگسترهای خزری است. درز اوراق پاناما, و تعطیلی مخفی گاه های مالیاتی ضربه بزرگی به آنها وارد کرده است. به نقل از منابع اطلاعات نظامی ژاپن, کارزار قطع درامد حاصل از مواد مخدر آنها نیز با تعطیلی عمده ترین کارخانجات آمفتامین خزریها در کره شمالی به موفقیت بزرگی دست یافته.

معاون سابق سیا, مایک مورل, در شبکه تلویزونی ام.اس.ان.بی.سی اعتراف کرده که جنگ با عراق با بهانه قرار دادن اطلاعات دروغین آغاز شد. کسانی که اطلاعات خود را از منابع واقعی دریافت میکنند سالهاست این مطلب را میدانند. آنچه مهم است این است که این مطلب در رسانه متعلق به اَبَر-کمپانی خبری عنوان شده است, و این بدین معناست که سایر کمپانی های رسانه ای نیز آن را نقل خواهند کرد و این مطلب بخشی از نظر «رسمی» عمومی خواهد شد. با «رسمی» شدن این خبر راه برای تعقیب قانونی کل گروه بوش-نازی به خاطر جنایات مرتکب شده شان باز خواهد شد.

Untitled.png

نازی ها که تحت فشار قرار دارند در یک اقدام بی ثمر برای به تعویق انداختن تعقیب قانونی حادثه یازده سپتامبر, باعث مرگ «به ظاهر خودکشی» رئیس سابق بیمه زوریخ شده اند, چرا که به نقل از منابع پنتاگون, » کشتن رئیس اداره مالی کافی نبود.» مطمئن باشید که بازرسان تقلبهای بیمه, لری سیلورستاین و رفقایش را در گوشه ای گیر انداخته اند.

منابع سیا گفته اند که بسیاری از اعضای مافیای خزری به پاتاگونیا در جنوب آرژانتین گریخته اند. یک منبع سیا که اخیراً در پنتاگون حضور داشته, گفته که در پنتاگون با ریچارد راکفلر دیدار کرده است. ریچارد راکفلر, رئیس سابق پزشکان بدون مرز, و فرزند دیوید راکفلر, به ظاهر در یک حادثه هوایی در ژوئن 2014 کشته شده بود. اگر اظهارات این منبع صحت داشته باشد, این مرگ ظاهرسازی شده بود تا فرار او به آرژانتین ممکن شود. به هر حال روشن نیست که آرژانتین به عنوان مخفیگاه به همان اندازه امن باشد که نازی ها پس از جنگ دوم جهانی به آن گریختند.

رئیس جمهور آرژانتین و دست نشانده نازی ها, مائوریسیو ماکری, اخیراً پس از دیدار با خبرنگاران مشکلات قلبی داشت. این مشکلات احتمالاً پیامی برای نازی ها بوده که این بار دیگر فرار به آرژانتین ممکن نیست.

1030708240.jpg

رویس جمهور آرژانتین, مائوریسیو ماکری

عضو برجسته مافیای خزری, بنجامین نتانیاهوی اسرائیلی, و دالایی لاما درخواست پشتیبانی از ولادیمیر پوتین داشته اند اما منابع روسی میگویند این پشتیبانی به آنها داده نخواهد شد.

اعضای مافیای خزری که هنوز در ایالات متحده به سر میبرند دور هیلاری کلینتون جمع شده اند و امیدوارند که کلینتون بتواند با تقلبات انتخاباتی, قتل, رشوه, و دروغ به ریاست جمهوری برسد. اما منابع پنتاگون میگویند که «هیلاری ممکن است پس از انتخابات مقدماتی کالیفرنیا به اتهام تقلبات عظیمی که بنیاد کلینتون در خیریه کمک رسانی به هائیتی, آفریقا, هند و همچنین در جریان سونامی 2004 مرتکب شده به زیر کشیده شود.» اگر عدالت در جهان حکمفرما شود, کلینتون به خاطر قتل عامهایی که مرتکب شده است نیز محاکمه خواهد شد.

خزری ها فکر میکنند که برگ برنده دیگری در آستین دارند: معاون رئیس جمهور, جو بایدن, که امیدوارند در صورت دستگیری کلینتون, کاندیدای دموکراتها شود. بایدن یک قهرمان بی آلایش نیست. پسر او دست اندرکار استخراج نفت در اوکراین, بلافاصله پس از کودتا نازی ها بوده است. دور از ذهن نیست اگر بگوییم که ریاست جمهوری بایدن به معنای تداوم کنترل راتچایلدها بدون حضور بدترین نازی ها خواهد بود.

این البته به نفع کاندیدای جمهور خواه خزری ها, دونالد ترامپ خواهد بود که موافق تغییر واقعی و دستگیری های گسترده مجرمان ساکن در نیویورک, واشینگتن دی.سی. و سایر مراکز قدرت آمریکا است. به نقل از منابع نزدیک به ترامپ, وی اکنون روزانه سه ساعت به مطالعه روابط خارجه میپردازد تا خود را برای امر پیش رو, باز-مذاکره نقش بین المللی آمریکا, آماده کند. امیدواریم که ترامپ نیز کاملاً از فساد مدیران خزانه داری فدرال مطلع باشد. او همچنین باید نگاهی نیز داشته باشد به نحوه به دست آوردن طلای آسیایی ها یا نقره ارمنی ها یا هر دو, به منظور استفاده به عنوان پشتوانه واحد پولی جدید که ناچار به چاپ آن خواهد شد.

راچایلدها و مافیای خزری میگویند کسانی مانند ترامپ و چینی ها سعی در براندازی «نظم فعلی جهان» دارند. این راهی موذیانه برای متصل کردن آنها به نظم نوین جهانی نازی هاست. نقشه هایی که برای دولت فاشیستی نظم نوین جهانی کشیده شده و سرآغاز آن قتل 90 درصد مردم جهان است متوقف شده اند و این توقف با برنامه های «نظم فعلی جهانی» سازگار نیست. نظم فعلی بر پایه بانکهای مرکزی متقلبی است که به طور سیستماتیک منابع سیاره ما را غارت کرده اند و باعث چنان انقراضی در محیط زیست شده اند که تنها نمونه قبلی آن به لحاظ وسعت, انقراض دایناسورها در 65 میلیون سال قبل بوده است. این سیستمِ بنا شده بر تقلب همچنین منجر به چنان تجمیعی از ثروت شده که تنها 62 فرد به اندازه ارزش خالص سه و نیم میلیارد از فقیرترین مردم زمین ثروت دارند.

وقت آن رسیده که تغییری زیربنایی در نحوه اداره سیاره ما ایجاد شود. روش تغییر این است که آنچه در دست این بانکهای مرکزی که در کنترل افراد خاص هستند قرار دارد, در اختیار مردم قرار گیرد. کاسه صبر انسانها و سایر موجودات زنده این سیاره در حال لبریز شدن است. وقت حرف زدن تمام شده, اکنون زمان عمل است.

اژدهای سفید قول داده اگر این فرصت به آنها داده شود, فقر و تخریب محیط زیست را در عرض چند ماه از میان بردارند. در چنین حالتی موسسات شفاف و شایسته سالاری برپا خواهند شد تا از اداره درست مردم و موجودات زنده این سیاره اطمینان حاصل شود. پس از دستیابی به این هدف, اژدهای سفید خود را بازنشسته خواهد کرد اما همیشه آماده دخالت در صورتی خواهد بود که تمدن بار دیگر دچار بحرانی مشابه آنچه اکنون گرفتار آن است شود.

منبع

 

بنجامین فولفورد-گزارش 18 آوریل 2016

انجمنهای سری سرخ و سبز آسیایی قول داده اند تحت مدیریت جدید «زمین را به لرزه» درآورند

benjamin-fulford

بنجامین فولفورد

هفته گذشته کسی که ادعا میکرد نماینده سرپرست اتحادیه چینی هانگمن در سراسر جهان است به انجمن اژدهای سفید اطلاع داد که سرخ ها و سبزها صاحب رهبری جدید شده اند. به گفته او » وقتی غولهای آسیایی به حرکت در آیند زمین به لرزه در می آید, اما هدف ما صلح آمیز است».  مطلب چندانی نمیتوان درباره انجمن اژدهای سفید و سرخ و آبی نوشت اما مطمئن باشید اتفاقات بزرگی پیش رو هستند.

منابع متعدد شامل سیا و پنتاگون هم چیزهایی درباره نوعی واقعه اقتصادی قریب الوقوع که بسیار بزرگتر از شوک لهمن ( اعلام ورشکستگی شرکت برادران لهمن در سال 2008 با بیش از 600 میلیادر دلار سرمایه که منجر به سقوط ارزش ملک در آمریکا شد-مترجم) است گفته اند…

اعتراف دادگاهی هفته گذشته دویچ بانک مبنی بر دستکاری در قیمت طلا و نقره و قول به فاش کردن اطلاعات درباره شرکت سایر بانکها در این دستکاری قیمت, تصادفی نیست. چینی ها بازار بورس طلای خود را به راه انداخته اند و همزمان تقلب بانکهای غربی که به طور سنتی بر روی طلا قیمت گذاری میکنند فاش شده است. بورس طلای شانگهای آسیایی ها را قادر خواهد کرد منابع ادعایی عظیم طلای خود را که خارج از بازار نگهداری میشد تبدیل به پول کنند, و این بدین معنی است که یوان چین دستکم تا حدودی دارای پشتوانه طلا خواهد شد.

منابعی وجود دارند که ادعا میکنند چین این هفته استفاده از یوان بین المللی خود با پشتوانه طلا را آغاز کرده و از پذیرفتن دلار آمریکا امتناع خواهد کرد. تا کنون نتوانسته ایم از منبع مستقل تایید این خبر را دریافت کنیم اما میتوانیم بگوییم که انجمن اژدهای سفید به چینی ها توصیه کرده چنین حرکتی را پس از هماهنگ کردن با آژانسها و ارتش آمریکا انجام دهند.

هفته گذشته وزرای اقتصاد و اعضای برجسته بانکهای مرکزی کشورهای گروه 20 در واشینگتن برای برگزاری جلسات همیشگی و اضطراری گرد هم آمدند. هیات مدیره خزانه داری فدرال هم جلسات اضطراری فراوانی داشتند. یکی از نتایج عیان این جلسات, خبر از نظر تاریخی مهم هفته پیش در اینباره بود که کمپانی بیمه سپرده فدرال به غولهای بانکداری همچون جی.پی مورگان, گلدمن ساکس, ولس فارگو, بانک ملون نیویورک و استیت استریت کورپ اعلام کرده که برنامه های ورشکستگی شان معتبر نیست. به عبارت دیگر به بعضی از بانکهای عمده خزری و مدیران خزانه داری فدرال گفته شده که عملاً ورشکسته هستند.

منابع پنتاگون و سیا نیز گفته اند که وقتی رئیس خزانه داری فدرال, ژانت یلن با رئیس جمهور آمریکا, باراک اوباما و معادن رئیس جمهور, جو بایدن دیدار کرد, درخواست کرد ارتش آمریکا نسبت به دستگیری کسانی که دردسر سازند و فرستادن شان به کمپهای آژانس فدرال مدیریت اضطراری اقدام کند تا از شورشهای بزرگ متعاقب اقدام برنامه ریزی شده خزانه داری برای ضبط حسابهای پس انداز مردم جلوگیری شود. خلاصه حرف یلن به نقل از منابع سیا چنین بوده است: «بگذارید دلار بمیرد و حسابها را مصادره کنید.» به هر حال ارتش پاسخ منفی داده و گفته برنامه متفاوتی دارد. یلن بهتر میبود تا زمانی که فرصت هنوز وجود داشت پیشنهاد طلای هفته گذشته آسیایی ها را بپذیرد. ارتش در عوض یلن را مجبور کرده خزانه داری را وادار به فرستادن و نشر نامه ای به جی.پی. مورگان کند تا جهان بداند که این بانک «ناپایدار است.» ارتش همچنین به کمپانی بیمه سپرده فدرال فشار آورده تا به پنج بانک بزرگی که در بالا نام برده شدند اخطار دهد. در نتیجه ولس فارگو و سایر بانکها مشغول آموزش «سناریوی شرایط اضطراری» به کامندان خود شده اند. به نقل از منابع انجمن اژدهای سفید, ارتش آمریکا همچنین فعالانه مشغول کار بر روی ایجاد یک دلار دولتی جدید با پشتوانه نقره و همچنین طلای آسیایی شده تا اقتصاد آمریکا را پس از سقوط سیستم بانکداری برده داری مافیای بابِلی خزری سر پا نگاه دارد.

موقعیت اروپا هم چندان بهتر نیست. صندوق پول بین الملل هفته پیش اعلام کرد که بانکهای اروپایی معادل 900 میلیارد یورو بدهی دارند و دیگر فرصتی برای به تعویق انداختن چاره اندیشی نمانده. حدس معقول این است که رقم واقعی این بدهی بسیار بزرگتر از مقداری است که صندوق بین المللی پول مایل به اعتراف به آن است. به عبارت دیگر, بسیاری از بانکهای برجسته اروپایی هم احتمالاً ورشکسته هستند. به نقل از منابع روسی, بارکلیز, دویچ بانک, کردیت سوئیس و یو.بی.اس تحت فشارند تا امکان انحلال شان بررسی شود.

شاید به همین دلیل باشد که ثروتمندان مافیای خزری ناگهان در اروپا و امریکا کارزاری برای بستن مخفیگاه های مالیاتی برون مرزی به راه انداخته اند تا جهان را وادار و تحریک کنند 31 تریلیون دلار پول برون مرزی خود را به اروپا و امریکا منتقل کند, جایی که میتوانند پول را مصادره کرده و از ورشکستگی نجات یابند. منابع سیا میگویند راتچایلدها موفق شده اند با این حیله و کلک تریلیونها دلار را به رنوی نوادا بکشانند. مطمئن باشید آنها پول برون مرزی خود را بازنخواهند گرداند.

پولی که بدون شک مصادره خواهد شد سپرده دلارهای آمریکایی عربستان سعودی است. پروپاگاندای کمپانی های رسانه ای هفته گذشته اعلام کرد عربستان سعودی در صورتی که آمریکا 28 صفحه سری گزارش یازدهم سپتامبر را فاش کند یا به خانواده قربانیان حادثه اجازه شکایت از سعودی را بدهد, میلیاردها دلار سرمایه و اوراق خرانه آمریکا را به فروش خواهد گذاشت. سعودی فرصت چنین کاری را نخواهد داشت زیرا سپرده های آمریکا ضبط شده. حتی اگر ترکیه و اسرائیل هم از سعودی حمایت کنند باز هم امریکا و روسیه میتوانند در صورت اعتراض سعودی به این مصادره, این کشور را مثل یک حشره له کنند. به نقل از منابع پنتاگون, رئیس جمهور اوباما این هفته از سعودی دیدار خواهد کرد تا با تهدید آنها به شورش, وادارشان کند از مشکل آفرینی در دنیا دست بردارند. علاوه بر این 28 صفحه سند سری را نیز پس از بازگشت از این دیدار علنی خواهد کرد.

همزمان با دیدار اوباما از سعودی, نخست وزیر اسرائیل, بنجامین نتانیاهو به مسکو فراخوانده شده. در مسکو به او گفته خواهد شد که بلندیهای جولان را مطابق قطعنامه سازمان ملل به سوریه بازگرداند یا دچار تحریم شود و بداند که «همه گزینه ها بر روی میز خواهد بود.» این به معنای انزوای کامل اسرائیل خواهد بود. علاوه بر این, منابع گفته اند که اوباما با پشتیبانی ارتش آمریکا این بار با وتوی همیشگی خود در سازمان ملل از تحریم علیه اسرائیل جلوگیری نخواهد کرد.

به نقل از منابع, روسها همچنین از راتچایلدها, گردانندگان واقعی اسرائیل, درخواست بازگرداندن طلای سرقت شده از تزارها را خواهند کرد. کتابخانه بانک ژاپن گزارشی درباره توقف کشتی های ژاپنی در ولادی وستوک در سال 1918 برای تخلیه 10 تن طلای تزاری پیش از دستیابی کمونیستها به آن را در خود دارد. به نقل از بانک ژاپن این طلا بعداً به لندن منتقل شد. این مقدار احتمالاً تنها بخش کوچکی از کل طلای مفقوده روسیه است.

تحرکات زیادی نیز پیرامون طلای اندونزی در جریان است. رئیس جمهور اندونزی, جوکو ویدودو این هفته به منظور بحث در اینباره و سایر موارد, دیدارهایی از آلمان, انگلستان, بلژیک و هلند خواهد داشت. منابع سیا در اندونزی میگویند به نظر میرسد این طلا به دست ژاپنی های به اندونزی آورده شده و اکنون برخی کشورهای آسیایی مدعی مالکیت آن هستند. اروپایی ها هم به دنبال طلا هستند…

نشانه های عمومی از دستیابی تدریجی کلاه سفیدهای پنتاگون امریکا و چینی ها دیده میشود: هفته گذشته بانک زیرساختهای آسیایی به مدیریت چینی ها و بانک جهانی به مدیریت آمریکایی ها اولین پروژه مشترک اقتصادی خود را اعلام کردند. قدم بعدی افزایش سرمایه از میلیاردها به تریلیون ها دلار است…

زلزله هفته گذشته جنوب ژاپن بر اساس داده های زلزله نگاری و غیره, غیرطبیعی و حاصل از انفجار اتمی زیر زمینی بوده است. حلقه آتشفشانی حوزه اقیانوس آرام بسیار فعال بوده و به نقل از لوژ پی 2 فراماسون, قاره جدیدی در حال سر بر آوردن از آب و متولد شدن است.  این اتفاق البته یک شبه رخ نخواهد داد.

ترجمه و خلاصه سازی از منبع

untitled4.png

بنجامین فولفورد-گزارش 11 آوریل 2016

اگر طلای پیشنهادی آسیا پذیرفته نشود, هیات مدیره خزانه داری فدرال و دلار آمریکا شاهد آخرالزمان مالی خواهند بود

benjamin-fulford

خانواده اژدهای آسیایی به صاحبان هیات مدیره خزانه داری فدرال مقدار هنگفتی طلا را با تخفیف 13 درصدی نسبت به قیمت بازار پیشنهاد داده است. هدف این است که 10 درصد این پول مصروف کارزار عظیم پایان بخشیدن به فقر و توقف تخریب محیط زیست, وقرار دادن بشریت در مسیر پیشرفت عظیم در جهان هستی شود. توپ در زمین حکومت آمریکا در واشینگتن افتاده. به همین دلیل است که رئیس جمهور آمریکا و معاونش در روز 11 آوریل ملاقاتی اضطراری با عضو هیات مدیره خزانه داری فدرال, ژانت یلن دارند. منابع آسیایی سیا گفته اند یکی از اعضای خانواده اژدها نیز در این ملاقات حضور خواهد داشت.

اگر خزانه داری فدرال پیشنهاد آسیایی ها را رد کند, بریکس و اروپایی ها واحد پول جدیدی را معرفی خواهند کرد که پشتوانه طلا دارد و تا سه ماه امکان تعویض با دلار آمریکا را خواهد داشت. پس از پایان مهلت سه ماهه, دلار آمریکا دستکم در 188 کشور دنیا پذیرفته نخواهد شد و به این ترتیب رژیم واشنگتن وامانده و ورشکسته خواهد شد. در این صورت عملیات نظامی آمریکا در خارج از این کشور با واحد پول جدید تامین هزینه خواهد شد, و رژیم جدید جایگزین خزانه داری ورشکسته امریکا مجاز خواهد بود واحد پول جدیدی برای امریکا برگزیند.

علاوه بر تحریمهای مالی علیه خزانه داری, انجمن هنرهای رزمی جهانی به از میان برداشتن آن بخش از مافیای خزری که دست اندرکار نسل کشی است گماشته خواهد شد. سرپرست فعلی هنرهای رزمی جهانی, چودوین دایکاکو که نام واقعیش ریوزوکه ماتسوئورا است, به علت اینکه علی رغم دریافت شواهد کافی درباره قصد مافیای خزری برای قتل عام 90 درصد جمعیت جهان همچنان از فعال کردن انجمن علیه خزریها سر باز زده است, با ماساکی هاتسومی جایگزین خواهد شد. شواهدی که نادیده گرفته شده شامل اقدام چندین باره برای آغاز جنگ جهانی سوم, پخش سلاحهای بیولوژیکی همچون ابولا, ایدز, و سارس, و تلاشهایی برای گرسنه نگاه داشتن توده های مردم با پرداخت پول به کشاورزان برای تغییر تولید از مواد غذایی بوده است…

به نقل از منابع پنتاگون, کل شعبه سوییس راتچایلدها تحت تعقیب پلیس قرار گرفته است. بسیاری از محققین مطلع شعبه سوییس راتچایلد که (بانک تسویه حساب بین المللی) BIS را کنترل میکند سر هشت پا میدانند و قول داده اند این آغاز به زیر کشیدن آنها است.

نکته مهم دیگر این است که منابع متعدد معتقدند اوراق پاناما که اکنون کمپانیهای رسانه ای به گستردگی درباره اش خبررسانی میکنند آنچه به ظاهر به نظر می آید نیست. این حقیقت که عمدتاً بخش نازی خلافکاران مافیای خزری همچون سران اوکراین, امارات متحده عربی, قطر, گرجستان و عربستان سعودی در این اوراق ذکر شده اند باید به شما نشان دهند که نقشه بزرگتری در کار است. به نقل از منابع سیا, اوراق پاناما عملیاتی عظیم برای کشیدن 31 تریلیون دلار پول مخفی جهان به آمریکا است. این پول در آمریکا مصادره خواهد شد تا سوراخ کسری مالی عظیم حسابهای دولت آمریکا را پر کند. به همین دلیل است که کمپانی های رسانه ای همچون بلومبرگ و وال استریت ژورنال در مقالات بلندی از رنو در نوادا به عنوان تنها محل امن جهان برای نگهداری چنین پولهایی نام میبرند. به همین دلیل است که راتچایلدها دفتری در رنوی نوادا به راه انداخته اند و مشتریان خود را تشویق میکنند داراییهای خود را از این محل اداره کنند.

عملیات پاناما بخشی از یک کارزار وسیعتر برای از بین بردن تمام مخفیگاه های مالیاتی دنیا است, مخفی گاه هایی مانند مخفیگاه مالیاتی انگلیسی در جزایر کیمن که به خاطر قوانین جدید دیگر نمیتواند محل پنهان کردن پولهای زیرزمینی باشد یا به مردم در فرارهای مالیاتی کمک کند.

به نقل از یک عضو اطلاعات نظامی امریکا, پاناما یک عملیات اطلاعاتی برای فاش کردن فساد مالی و در نتیجه تغییر رژیم (از جمله در آمریکا) است. این عملیات همچنین به منظور باج سبیل گرفتن یا به مجازات رساندن اعضای دسیسه کار انجمنهای سری است که اموال غارت شده را در مخفیگاه های برون مرزی نگهداری میکنند. همچنین به گفته او برخی از افرادی که در اوراق پاناما درباره شان افشاگری شده شامل تیم هیلاری کلینتون, بوش ها و بسیاری از ثروتمندان, سیاستمداران و قضات آمریکایی هستند. شبکه تلویزیونی گلوبال که مشغول تحریک برای تغییر رژیم در برزیل است, و رئیس جمهور آرژانتین, مائوریسیو ماکری, همراه با قاچاقچی بزرگ مخدر, ال چاپو نیز گرفتار شده اند. به گفته این مامور, در پاسخ به پاناما, تافتگان جدا بافته قدرت دچار وحشت شده اند و زیرزمین دفتر مرکزی اداره مالیات آمریکا را به آتش کشیده اند تا شواهد جرم خود را از میان بردارند.

تلاشهای اف.بی.آی برای دستگیری هیلاری کلینتون قوت بیشتری گرفته. هفته گذشته اوباما مجبور شد در تلویزیون فاکس تضمین کند که هیلاری کمک ویژه دریافت نخواهد کرد و به گفته منابع اف.بی.آی, این بدین معنی است که هیچ بخشش یا معامله ای برای بخشش او در کار نخواهد بود. او به زودی به دست سرپرست اف.ب.آی به خاطر جرمهای سنگین سیاستهای خارجی پنهانی و عملیات اطلاعاتی شخصی دوران صدارتش بازپرسی خواهد شد.

امید است که کلینتون به خاطر جنایت علیه مردم هائیتی و همچنین خیانت در امانت در مورد کمکهای مالی دریافتی صلیب سرخ برای قربانیان سونامی هائیتی که به کمک سلاح اتمی در بستر دریا ایجاد شد نیز تحت تعقیب قرار گیرد.

اوراق پاناما برای کمپانیهای رسانه ای غربی بهانه ای شده تا رئیس جمهور روسیه, ولادیمیر پوتین را درگیر معاملات مخفی فرامرزی نشان دهند. اما منابع روسی میگویند این حمله به آنها بهانه مورد نیازشان را برای فاش کردن اسناد سری سالهای 1930 تا 1989 درباره امریکاییها و اروپاییهایی که مخفیانه با کمونیسم اتحاد جماهیر شوروی همکاری میکردند داده است. روسها همچنین نام افراد و شرکتهایی که با هیتلر کار میکردند را فاش خواهند کرد. علاوه بر همه اینها, روسها میخواهند نشان دهند چه کسانی در غرب هنوز مشغول تلاش برای تحلیل بردن آمریکا و اتحادیه اروپا هستند.

به نقل از منابع, همکاریهایی نیز بین روسیه و امریکا برای شناسایی و حذف ماموران کلیدی مافیای خزری در غرب و روسیه در جریان است.

منابع پنتاگون میگویند خارج کردن نیروهای امریکا از ترکیه به استثنای نیروهای عملیات ویژه که محافظ سلاحهای اتمی موجود هستند, با هدف قطع درامد بوش از مخدر از محل پایگاه هوایی انجرلیک در حال انجام است. تلاشهای ترکیه و اسرائیل برای شعله ور کردن آتش جنگ بین مسلمانان و مسیحیان ارمنستان و آذربایجان توسط روسیه متوقف شده است. این اقدام نومیدانه ترکها برای توقف اقدامات روسیه علیه رجب طیب اردوغان بود…

این واقعیت که بانکهای هلند, بلژیک و آلمان وامهای مسکن و غیر مسکن با نرخ بهره منفی میدهند نشانه روشنی است که کل سیستم بابِلی برده داری به کمک بهره در حال فروپاشی است. دلیل این فروپاشی نیز این است که مردم به تدریج مشغول فهمیدن این نکته هستند که بانکدارهای از باد هوا پول درست میکنند و از توهم پول برای به بردگی کشاندن سود میبرند. حتی اگر بانکی صد دلار قرض دهد اما بگوید بازپرداخت به دلیل نرخ بهره منفی تنها 90 دلار خواهد بود, باز هم قرض گیرنده باید کار کند تا 90 دلار در عوض پولی که بانک ساخته , پولی که توهمی بیش نیست, به آنها بپردازد.

بشریت در حال بیدار شدن است و دیرزمانی تا پایان ابدی برده داران شیطان پرست خزری باقی نمانده.

و سخن آخر اینکه نگارنده این متن اکنون از شش نقطه نگهداری 20 هزار تن طلایی که توسط خانواده اژدها برای منفعت نژاد بشر و سایر اشکال حیات بر روی زمین آماده استفاده شده خبر دارد. این طلا تنها بخش کوچکی از کل طلای آسیایی ها است.

دانش ممنوعه- بخش چهارم سخنرانی جک اتو

hqdefault

جک اتو- افشاگر فقید

بخش بزرگی از آنچه به دنبالش بوده انده را به دست آورده اند, و بخش عمده آنچه به دست آورده اند از طریق بانکداری ذخیره کسری بوده است. چندین بار موفق به این کار شده اند. مدتها است در آمریکا بانک مرکزی داریم, چیزی که از آغاز نمی بایست وجود می داشت و مردم مخالف آن بودند. جرات نکردند آنها را بانک مرکزی بنامند اما در واقع بانک مرکزی بودند. جنگ 1812 به خاطر مخالفت مردم با بانکهای مرکزی بود اما در سال 1816 با امضای توافقنامه, یک بانک مرکزی دیگر ایجاد شد.

بانکداری ذخیره کسری ابزاری است برای تبدیل ثروت به فقر یا برعکس. روش این تبدیل استفاده از تخفیف است. اگر پول خود را با بهره کمتری به بانکها بدهید بانکها نیز پول شما را با بهره پایینتر به بانکهایی که به آنها وابسته هستند وام میدهند و بانکهای سطح بالاتر میتوانند همین پول را با بهره پایینتر به مردم وام بدهند. و اگر این بهره به اندازی کافی پایین باشد مردم به تله می افتند و وام میگیرند بدون اینکه بفهمند تا چه حد گرفتار شده اند. تنها کاری که لازم است بانکها بکنند این است که پول را از سیستم تخلیه کنند, و با تخلیه سیستم آن را لَخت و کُند کنند. درست مثل بدن انسان؛ اگر یک سوم خون بدن شما را بکشند بر بدن شما تاثیر شدیدی گذاشته میشود. سقوط بزرگ 1929 به همین شکل روی داد.

به ما درباره علت سقوط مالی بزرگ دروغ گفته اند. آنچه اتفاق افتاد این بود که یک سوم پول در گردش را از بازار بیرون کشیدند. با این اهرم میتوانند ثروت و فقر ایجاد کنند. وقتی اوضاع خوب است همه برای پریدن به روی این واگن و پولدار شدن مشتاق میشوند. وقتی مردم سوار این واگن شدند اهرم را پایین می آورند و اینجاست که تعقیب بدهکاران و مصادره اموال شروع میشود. می دانید چه تعداد خانه همین الان به دست بانکها ضبط میشود؟ به نظر من چنان به مرحله پایانی برنامه آنها نزدیک شده ایم که به همین زودی بسیاری از بانکهای کوچک نیز خواهند فهمید که آنها هم گرفتار شده اند. تنها چاقترین گربه ها از این ماجرا جان سالم به در خواهند برد.

سعی آنها بر این است که طبقه متوسط را از بین ببرند. من احساس میکنم دیگر متعلق به طبقه متوسط نیستم. احساس میکنم به طبقه فقیر نزول درجه پیدا کرده ام. زندگی دیگر مثل گذشته نیست. ما دیگر به اندازه گذشته ثروتمند نیستیم. و اگر به پیاده کردن برنامه خود ادامه دهند, و با چنین قدرتی که دارند و با در دست داشتن دولت من دلیلی نمیبینم که نتوانند برنامه خود را تا به آخر پیاده کنند, آنگاه تمام ما فقیر و بی پول خواهیم شد, به حدی که دیگر دو پول سیاه هم برای ساییدن به هم نخواهیم داشت. و آنها جیبهایی پر از میلیونها دلار خواهند داشت اما از ما چیزی نخواهند خرید.

220px-Paul_Warburg_02

برمیگردم به پایان جنگ جهانی اول. پس از جنگ جهانی اول کنفرانس بزرگی برپا کردند و تمام شرکت کنندگان در جنگ در این کنفرانس شرکت کردند تا درباره خلع سلاح آلمان تصمیم گیری کنند. در یک سوی میز پاول واربرگ نشسته بود و در طرف دیگر برادرش, مکس واربرگ. یکصد و هفده تن از این یهودیان دروغین در این جلسه شرکت داشتند. و اگر به خاطر یکی از شرکت کنندگان در این کنفرانس, مردی به نام بنجامین فریدمن, تحصیلدار هنری مورگنتاو نبود, امروز هیچ اطلاعی از این کنفرانس نداشتیم. او که یهودی بود به مسیحیت گروید و تصمیم گرفت برای ما عیان کند در این کنفرانس چه گذشته و نقشه این افراد برای آینده ما چیست, نقشه ای عجیب برای آینده ما. بخش عمده این نقشه به کمک حملات دروغین و از پیش طراحی شده انجام میشود. حملات دروغین یعنی کسی یا کسانی با هویت جعلی به شما حمله میکنند و شما این حمله را از چشم افراد یا گروه هایی میبیند که آنها به دروغ هویتشان را جعل کرده اند, و انگشت اتهام به سوی افراد و گروههایی گرفته میشود که هویتشان جعل شده و حمله به نامشان انجام شده.

Henry_Morgenthau_crop.jpg

بسیاری از این حملات به دست همین یهودیان دروغین انجام میشود. برای مثال کشتی لوسیتانیا غرق شد تا بهانه ای برای آغاز جنگ جهانی اول ایجاد شود. آلمان در روزنامه های نیویورک آگهی هایی چاپ کرده بود و در این آگهی ها به وضوح گفته بود لوسیتانیا محموله ای تسلیحاتی دارد. به همه اخطار داده بود سوار کشتی نشوند. کشتی با 128 آمریکایی سوار بر آن عازم شد. این آلمان نبود که به لوسیتانیا شلیک کرد, انگلستان باعث غرق شدن کشتی و در نتیجه کشیده شدن پای ما به جنگ شد. آلمان به بردن جنگ بسیار نزدیک بود و آنها دوست نداشتند چنین اتفاقی بیفتد. پس به سراغ شاه انگلستان رفتند و به او گفتند لازم نیست در مقابل آلمان تسلیم شوید. اگر پای آمریکا را به جنگ بکشیم تا برای شما بجنگد, آیا از تشکیل یک کشور برای ما در فلسطین حمایت خواهید کرد؟ شاه انگلستان از خودش پرسید چه کنم؟ تسلیم شوم؟ یا از آنها کمک بگیرم و برنده جنگ شوم؟ و به آنها جواب مثبت داد. و اینچنین بود که در نوامبر 1917 شاه انگلستان نامه ای به نام بیانیه بالفور برای لرد راتچایلد ارسال کرد, مردی که بزرگترین یهودی نامیده میشود, اما من فکر میکنم باید بزرگترین یهودی دروغین نامیده شود, چرا که یهودیان راستین هیچ دستی در نظم نوین جهانی ندارند, یا اشتیاقی برای سلطه بر جهان. همه این برنامه ها به دست خزری هایی طراحی و اجرا شده که در 741 پس از میلاد وانمود کردند به یهودیت گرویده اند.

karl-marx-wikimedia-commons.jpg

در ماه می 1919 در دوسلدورف آلمان متفقین به نسخه ای از قواعد انقلاب کمونیستها دست پیدا کردند. به خاطر داشته باشید که کمونیسم نیز یکی از جبهه های آنها بود. اگر به اسامی واقعی دقت کنید درخواهید یافت که این دام بسیار پیچیده تر از چیزی است که میپنداشتید. نام واقعی کارل مارکس کِسِل مردخای موسی لِوی بود. کارل مارکس نام مستعار او بود. و با افرادی همچون لنین همکاری میکرد که نام واقعیش اولیانوف بود, و کمیسر ارتش سرخ و نیروی دریایی لئون تروتسکی که نام واقعیش لِو داویدویچ برانستین بود. و وقتی درمی یابید چطور همه این افراد دور هم جمع شدند تا نقشه هایشان را عملی کنند باید احساس خطر کنید. این تسلسلی از رویدادهای اتفاقی تاریخی نیست, این یک توطئه است.

MTE5NTU2MzE2MzkwMDAwMTM5.jpgه

یوستاس مولنس – خزانه داری فدرال و نقش بانکدارها در جنگ آفرینی

بخشی ازسخنرانی یوستاس مولنس, دنور کلرادو, اوت 2000

در سال 1948 در واشینگتن دی سی با یک زندانی سیاسی ملاقات کردم که بدون هیچ محاکمه ای زندانی شده بود, و دلیل زندانی شدن او بدون هیچ محاکمه ای, مخالفت او با حضور ما در جنگ جهانی دوم بود. روانپزشکان دولتی او را ناتوان از دفاع از خود تشخیص داده بودند. او بر سر تمام حرفهایی که زده بود ایستاده بود و دولت از این موضوع خوشحال نبود. وقتی او را ملاقات کردم به من پیشنهاد داد به کتابخانه کنگره بروم و درباره سیستم خزانه داری فدرال مطالعه کنم.

آنچه در کتابخانه کنگره فهمیدم این بود که به هر چیزی که دست بزنی, پزشکی انحصاری, پول انحصاری, قانون انحصاری, تمام مسیرها به خزانه داری فدرال ختم میشد. خزانه داری فدرال مسئول تمام فعالیتهای مجرمانه حکومت است زیرا مخارج آن را با چاپ پول تامین میکند.

081

یوستاس مولنس- سخنرانی اوت 2000- دنور کلرادو

پرودون فیلسوفی فرانسوی بود که در حدود صد و پنجاه سال پیش گفت تمامی دولت مجرم است. پرودون نگفت بخشی از دولت, بلکه گفت تمام دولت. چرا تمام دولت مجرم است؟ زیرا تضمین اجرای قانون, یک بخش اساسی عملکرد دولت است. اگر بخشی از دولت باشی لازم نیست قانون را در مورد خودت به اجرا درآوری. لازم نیست خودت را دستگیر کنی و به زندان بیندازی, و این برای صاحبان افکار مجرمانه بسیار وسوسه کننده است.

انحصار بانکداری که در اختیار خزانه داری فدرال است در قالب کنسرسیوم بانکها فعال است, و برنامه اش دزدیدن اموال همه چند میلیارد ساکنین زمین است.

بانک مرکزی چه فرقی با سایر بانکها دارد؟ اول از همه اینکه بانک مرکزی از دولت مجوز برای چاپ پول میگیرد, هر اندازه پول که بخواهد. دومین کار بانک مرکزی تامین هزینه جنگ است. همه دولتها دوست دارند گاهی وارد جنگ شوند, اما جنگ هزینه بر است.

با بانک مرکزی هزینه هر جنگی تامین میشد. تا پیش از برپایی سیستم خزانه داری فدرال توسط کنگره و در سال 1913, چیزی به اسم جنگ جهانی وجود نداشت. چند ماه پس از شکل گیری خزانه داری فدرال, جنگ جهانی اول شروع شد, و مدتی بعد جنگ جهانی دوم ایجاد شد.

بانک مرکزی هر چه پول بخواهد چاپ میکند, و در نتیجه تورم ایجاد میشود. چاپ بیش از حد پول باعث کاهش ارزش پول میشود. راه حلی که بانک مرکزی برای کنترل کاهش ارزش پول اندیشید مالیات بر درامد بود. مالیات بر درامد بخشی از حقوق مردم را در قالب مالیات از آنها پس میگرفت تا مقدار پول در دسترس مردم را کنترل کند. تمام داستان مالیات بر درامد این است. اگر بانک مرکزی میتواند هر چه میخواهد پول چاپ کند, دیگر چه نیازی به این دارد که دست در جیب شما کند و 35 درصد درامد شما را از جیبتان بیرون بکشد؟ این پس گرفتن پول از شما, یک مکانیزم کنترلی است. نه تنها عرضه پول را کنترل میکنند, بلکه شما را هم کنترل میکنند.

تمام احزاب سیاسی به پول خزانه داری فدرال وابسته هستند: حزب جمهوری خواه خزانه داری فدرال, و حزب دموکرات خزانه داری فدرال.

این افراد هرچه پول بخواهند در دسترس دارند و هر کس را که خطری پیش پای خود ببینند از میان برمیدارند. همانطور که من را خطر میبینند و تا به حال سه برنامه تلویزیونی و رادیویی را به خاطر مصاحبه با من درباره خزانه داری فدرال از میان برداشته اند, استاد من ازرا پاند را هم خطری بر سر راه خود میدیدند. و البته ازرا پاند انتقام خود را با تشویق من به نوشتن کتاب اسرار خزانه داری فدرال از آنها گرفت؛ و البته ده سال بعد در حالیکه تمام بزرگان واشینگتن میگفتند امکان ندارد, او را از زندان آزاد کردم. قرار بود تمام عمر خود را در زندان بگذراند, من با یکی از اعضای کنگره صحبت کردم , و او در کنگره زندانی بودن ازرا پاند را زیر سوال برد. هیچ کس دلیلی برای زندانی بودن او نداشت. بنابراین پس از یک رسیدگی هشت دقیقه ای دستور آزادی او صادر شد. او پس از سیزده سال و نیم زندانی کشیدن بدون محاکمه, آزاد شد.

خزانه داری فدرال هزینه کارزارهای تبلیغاتی کاندیداهای ریاست جمهوری را تامین میکند, همچنین هزینه رقابت آنها را با یکدیگر, و تنها یک شرط برای این تامین هزینه وجود دارد: هرگز از خزانه داری فدرال انتقاد نکنید. به همین دلیل است که هرگز نشنیده اید کاندیداهای ریاست جمهوری از خزانه داری فدرال انتقاد کنند.

در سال 1992 کاندیداهای ریاست جمهوری, جرج بوش, بیل کلینتون و راس پرو مشغول مناظره تلویزیونی بودند. تنها چیزی که هر سه تن بر سر آن توافق داشتند خزانه داری فدرال بود. مجری مناظره از هر سه آنها درباره سیستم خزانه داری فدرال سوال کرد و هر سه گفتند هیچ تغییری در این سیستم ایجاد نخواهند کرد. کاندیدای جمهوری خواه, دموکرات,و به اصطلاح مستقل, هر سه گفتند سیستم خزانه داری فدرال نیاز به هیچ تغییری ندارد. راس پرو یک میلیاردر بود و میلیاردرها امکان ندارد مستقل باشند. یک خطای کوچک میتواند تمام پولشان را از چنگشان به در آورد.

خزانه داری فدرال این همه کنترل را از کجا به دست آورده؟ درست پس از پایان انقلاب آمریکا, الگزاندر همیلتون, رئیس جمهور جرج واشینگتن را تشویق به ایجاد اولین بانک آمریکا کرد که بانک مرکزی با پشتوانه خانواده راتچایلد در لندن بود. وقتی نوبت به ریاست جمهوری جفرسون رسید, او از تمدید قرارداد این بانک سر باز زد, زیرا مخالف سرسخت بانک مرکزی بود. بانک انگلستان برای انتقام به ایالات متحده حمله کرد, جنگ سال 1812. و شما این مطلب را در هیچ کتاب تاریخی نخواهید یافت. جنگ 1812 به انتقام تمدید نکردن قرارداد بانک ایالات متحده به مردم آمریکا تحمیل شد. من سابقه تمام جنگهای ایالات متحده را بررسی کرده ام. تک تک این جنگها توسط بانکداران به وجود آمدند.

اندرو جکسون که قهرمان این جنگ بود رئیس جمهور شد. در زمان او دومین بانک ایالات متحده افتتاح شده بود. او که اعتمادی به ماجرا نداشت تمام دارایی بانک را از آن خارج کرد و در نتیجه بانک سقوط کرد. این اتفاق در سال 1836 افتاد. بانک انگلستان با اعلام اینکه هیچ پول,سهام یا اوراق قرضه آمریکایی را قبول نمیکند, مقابله به مثل کرد. و نتیجه, اولین هراس و آشفتگی مالی ایالات متحده بود, هراس مالی 1837.

اگر نگاهی به فهرست محبوبیت روسای جمهور بیندازیم, اندرو جکسون در ته لیست قرار میگیرد. تمام روسای جمهوری که در مقابل بانکدارها ایستاده اند توسط تاریخ نویسان و مدرسین به عنوان روسای جمهور بی لیاقت و ناتوان معرفی شده اند.

دو تن از استادان من, ازرا پاند و سناتور جو مک کارتی, هنوز هم در نشریات با چهره ای شیطانی توصیف میشوند. ازرا پاند را خائن دیوانه مینامند. هرگز نه دیوانگیش اثبات شد و نه خیانتکاریش. درباره جو مک کارتی میگویند هر کس را که متهم کرد, بیگناه بود. که البته ادعای مضحکی است.

راتچایلدها بعد از هراس مالی 1837 متوجه شدند ایالات متحده به سرعت در حال رشد است. وضعیت سلامت عمومی امریکا بسیار چشمگیر بود. هومیوپاتی و نتوروپاتی رایج بود و مردم عموماً چنان سالم بودند که میتوانستند تا روزی 18 ساعت کار کنند. در سال 1913 جان دی. راکفلر تصمیم گرفت وارد عرصه خدمات پزشکی شود. او سیستم کلی را از هومیوپاتی به طب متکی بر داروهای شیمیایی و جراحی تغییر داد که بسیار درامدزا تر است. از آن زمان آمریکاییان بیشتر و بیشتر بیمار شده اند. امروز حتی مقالات و تبلیغات درباره عوارض جانبی داروها صحبت میکنند اما در هر حال طب امروز شما را تشویق به استفاده از این داروها میکند, زیرا منافع آنها را بیشتر از مضرات آنها اعلام میکند. کسی که پشت پرده خزانه داری فدرال بود همان کسی بود که تغییر سیستم پزشکی را رقم زد: جان دی. راکفلر.

انحصار در نفت, انحصار در پزشکی, انحصار در پول, همه و همه به دست یک گروه مشخص از افراد بود و این کار تحقیق من را راحت تر میکرد.

وقتی تصمیم گرفتند این کشور را به دو نیمه تقسیم کنند, رئیس جمهور لینکلن تصمیم به مقابله گرفت. از بانکدارهای نیویورک تقاضای کمک مالی کرد. بانکدارها به او وامی با بهره 19 درصد پیشنهاد کردند. بهره وام در آن زمان در حد 1 درصد بود. در واقع به لینکلن فهماندند که قصد ندارند به او کمک کنند. پس لینکلن به خزانه داری رجوع کرد. طبق قانون اساسی, کنگره باید کنترل پول را در دست داشته باشد, و خزانه داری بخشی از دولت بود. پس لینکلن طبق قانون با پولهای چاپی خزانه داری هزینه جنگ داخلی آمریکا را تامین کرد. این پول بهره نداشت.

هر پولی که در جیبتان دارید بهره دارد. دلاری که در جیبتان دارید ده درصد بهره دارد. بانکدارها از این بهره سود بسیاری به جیب میزنند. بانکدارها تمام بهره ای که میتوانستند از پول جنگ داخلی به  جیب بزنند را از دست داده بودند, پس رئیس جمهور لینکلن را ترور کردند.

صد سال بعد یک رئیس جمهور جوان داریم که فارغ التحصیل هاروارد است, و البته در هاروارد تاریخ تدریس نمیکنند. رئیس جمهور کندی از مشاورینش سوال کرد چه کنم تا پشتیبانی مردم آمریکا را داشته باشم؟ یکی از مشاورینش گفت چرا مردم را از شر خزانه داری فدرال خلاص نمیکنی؟ و کندی که ماجرای لینکلن را در دانشگاه نشنیده بوده قبول کرد.

خزانه داری فدرال سریعاً لیندن جانسن را به اقدام متقابل فرستاد. لیندن جانسن کندی را تشویق به سفر به دالاس تگزاس کرد. وقتی کندی به دالاس رفت, 5 تیم مختلف ترور در انتظارش بودند زیرا نمیخواستند کندی از این سفر زنده برگردد. یک تیم تخصصی ترور از سیسیل کار اصلی را به عهده داشت و آزوالد که متهم به قتل شد در آن لحظات مشغول سرکشیدن کوکا کولا بود و روحش از ماجرا خبر نداشت. باز هم بانکدارها صحنه گردان وقایع بودند.