مقدمه کتاب صوفیان

نوشته زیر در معرفی تصوف مقدمه ای است بر کتاب صوفیان, نوشته ادریس شاه. این مقدمه به قلم رابرت گریوز نوشته شده و توضیحی است مختصر درباره تاریخ تصوف و تاثیر آن بر انجمن های سرّی از جمله فراماسونری.

ZtImdH0f_400x400

ادریس شاه


 یخش اول

تصوف یک فراماسونی باستانی معنوی است که ریشه هایش هرگز ردیابی یا تاریخ گذاری نشده است. صوفیان خود علاقه چندانی به چنین پژوهش هایی ندارند و تنها به اشاره کردن به ظهور راه و روش خود در مناطق و دوران مختلف اکتفا میکنند. اگرچه تصوف غالباً به اشتباه یک فرقه اسلامی نامیده میشود, صوفیان تمام ادیان را خانه خود می دانند: درست همانطور که در لوژها کتب مقدس مورد پذیرش انجمن در مقابل «ماسونهای آزاد و به عضویت پذیرفته شده» قرار داده می شود –انجیل, قران یا تورات. اینکه اسلام را صدف تصوف میدانند به این دلیل است که معتقدند تصوف آموزه های سرّی مستتر در تمام ادیان است. با این وجود به عقیده علی الهجویری, یکی از نویسندگان معتبر که از قدما است, محمد پیامبر خود گفته: «هر کس که صدای صوفیان را بشنود و آمین نگوید در محضر خدا غافل محسوب میشود.» سنت های پرشمار دیگری نیز وی را با تصوف مرتبط می کنند, و به سنت صوفیان بود که او به پیروانش فرمان داد تمام مردم اهل کتاب, یعنی کسانی که که به کتاب مقدس خود احترام می گذاشتند را محترم بدارند. این اصطلاح بعدها شامل زرتشتیان نیز شد.

تصوف یک فرقه نیست, هیچ تعصب دینی هر چند ضعیف آن را محدود نکرده و هیچ محل دائمی برای نیایش ندارد. صوفیان شهر مقدس ندارند, تشکیلات رهبانی ندارند, اسباب و ادوات دینی ندارند. حتی از اینکه به آنها نامی انحصاری که آنها را وادار به همنوایی دینی کند داده شود بیزارند. «صوفی» چیزی بیش از یک لقب نیست, جیزی شبیه به نام یک کالا که صوفیان با روی خوش پذیرایش شده اند. خود را «ما دوستان» یا «مردمی شبیه به ما» می نامند و یکدیگر را با استعدادهای طبیعی, عادات, ویژگی های تفکری شناسایی می کنند. مدارس تصوف معلمین خاصی را گرد آورده اند اما فارغ التحصیلی در این مدارس رخ نمی دهد و شاگردان تنها به این دلیل مدرسه را ترک میکنند که امکان بهره بردن سایر جویندگان از همنشینی نزدیک با دوستان صوفی فراهم شود. علامات ویژه تصوف به گستردگی از دستکم هزاره دوم پیش از میلاد تا به امروز در ادبیات پراکنده مشاهده می شود. اگرچه واضح ترین تاثیر تصوف بر تمدن بین قرون هشتم و هجدهم میلادی روی داد, صوفیان هنوز به اندازه هر زمان دیگری فعال هستند. تعداد صوفیان به حدود پنجاه میلیون می رسد. آنچه بحث کردن درباره صوفیان را دشوار میکند این است که توصیف ویژگیهای مشترک آنها با عبارات رایج اخلاقی یا روانشناسی ممکن نیست. هر کس تصوف را بشناسد خود یک صوفی است. اگرچه مهارت در شناسایی صوفیان با همنشینی و ارتباط نزدیک داشتن با آنها تقویت می شود, هیچ سلسله مراتبی بین آنها وجود ندارد, تنها این تشخیص و اتفاق نظر وجود دارد که هر صوفی ظرفیتی بالاتر یا پایین تر دارد.

تصوف از آنجا که مدتهای طولانی تحت حمایت اسلام بوده است رنگ و بویی شرقی گرفته است, اما کسی که طبیعتاً صوفی است می تواند ساکن شرق یا غرب باشد, ژنرال یا روستایی, تاجر, وکیل, معلم مدرسه یا زنی خانه دار باشد. آرمان صوفی این است که «متعلق به این جهان باشد اما به این جهان تعلق خاطر نداشته باشد», خالی از جاه طلبی, طمع, غرور از افکار خود, پیروی کورکورانه از مراسم و مناسک و یا خوف از صاحب مدارج بالاتر باشد.

صوفیان آیینهای دینی را تا زمانی که باعث گسترش همسازی اجتماعی شود محترم می دارند, اما هر جا ممکن باشد پایه های عقیدتی ادیان را گسترده تر می کنند و توصیفی والاتر به اساطیر دینی می دهند. برای مثال صوفیان فرشته را نماینده توانمندی های برتر انسان می دانند. به کسی که خود را وقف تصوف میکند «گلشن راز» (باغی سرّی) برای بسط ادراکش داده می شود, اما بر خلاف عرفان های مرسوم و سنتی تر بر او واجب نمی شود که راهب, راهبه یا خلوت نشین شود. در نتیجه ادعای صوفی این است که از طریق تجربه عملی به روشنایی رسیده است. «آن کس میداند که تجربه کرده» نه آن کس که به بحث فلسفی پرداخته است. ریشه قدیمی ترین نظریه تکامل هوشمند در تصوف است, اما برخلاف نظریه بحث برانگیز و بزرگ داروین در قرن نوزدهم, این تکامل مربوط به فرد است و نه به نژاد. تبدیل تدریجی کودک به مرد یا زن بالغ تنها یک مرحله از رشد بسیار چشمگیرتر توانمندی هایی است که قوه محرکه آن نیروی عشق است و نه ریاضت یا قوه عقل.

رسیدن به روشنایی با عشق ممکن می شود –عشق به معنای شاعرانه آن که هواخواهی و جانسپاری به معشوق است, معشوقی که هر چند ممکن است به وضوح بیرحمانه رفتار کند یا رفتاری به ظاهر غیر معقول داشته باشد, اما خوب آگاه است که چه می کند. این معشوق به ندرت لطف خود را به شاعر نشان می دهد, اما با تشدید اثرگذاری خود بر شاعر سرسپردگی وی را تایید میکند. از همین رو است که ابن العربی, عرب اسپانیایی اهل شهر مورسیا که صوفیان استاد شعر خود می دانندش در ترجمان الاشواق خود نوشته:

اگر وظیفه وار در برابرش تعظیم کنم

و اگر هرگز به سلامم پاسخ نگوید

آیا هیچ دلیلی برای شکوه و گله دارم؟

هیچ وظیفه ای بر ذمه زیبارویان نیست.

این بن مایه عشق بعدها در فرقه ریاضت جویانه مریم باکره به کار رفت. این فرقه تا روزگار جنگهای صلیبی جایگاه مهمی در دین مسیحیت نداشت. بیشترین ستایش در حق مریم در نقاطی از اروپا وجود دارد که تحت تاثیر شدید تصوف بوده اند.

ابن العربی درباره خود می گوید:

من پیرو دین عشقم

گاهی چوپان آهوها (منظور خرد الهی است) خوانده می شوم

گاهی راهب مسیحی

گاهی خردمند پارسی

محبوب من سه گانه است

سه گانه اما یگانه

هستند بسیار چیزها که سه گانه ظاهر می شوند

اما بیش از یکی نیستند

به او نام نده

تا محدودش نکنی

در چشم آنکه

هر محدودیتی سر در گمش میکند

شاعران توزیع کنندگان اصلی افکار صوفیان بودند و همان احترامی را به دست آوردند که اساتید شعر ایرلند در قرون وسطی. همان زبان راز آمیز را نیز برای ارجاعات استعاری و رمزهای کلامی به کار می بردند. نظامی, صوفی بزرگ ایرانی می گوید: «کلید گنجهای خزانه زیر زبان شاعر است.» زبان محافظی بود در مقابل به ابتذال کشیدن یا نهادینه کردن عادات فکری که تنها شایسته کسانی است که درکش کرده اند, و در مقابل اتهام به کفر یا نافرمانی مدنی. ابن العربی در حلب به دادگاه اسلامی تفتیش احضار شد تا از خود در مقابل اتهام ناسازگاری دفاع کند. او در دفاع از خود اعلام کرد که اشعارش استعاری هستند و پیام زیربنایی آنها رسیدن انسان به کمال خدایی از طریق عشق الهی است. او به عنوان نمونه ای قدیمی و مشابه به شعر شهوانی سلیمان از متون دینی یهودی اشاره کرد که فریسی ها رسماٌ آن را به عنوان استعاره ای از عشق خدا به اسرائیل, و مقامات کاتولیک به عنوان استعاره ای از عشق خدا به کلیسا تفسیر کرده بودند.

 

ادامه دارد

Advertisements

Posted on اکتبر 5, 2018, in واژگان and tagged , , , . Bookmark the permalink. 2 دیدگاه.

  1. سلام
    بعد یکسال دوری خوش بازگشتید
    در تگرام چگونه با شما در ارتباط باشم؟

    دوست داشتن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: